تاریشا بهترین وبلاگ دختر ایرونی ارامیس

شخصی طنز اینترنت خاطرات سرگرمی شعر

سه شنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۴
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 20:32  توسط تاریشا  | 

یک موزیک زیبا که پادشاه پاپ مایکل جکسون در اون آياتی از قرآن کریم

رو خونده.

این هم آهنگ برای دانلود : از اینجا سلام به دوستان کسانی که واسه وبلاگشون لوگو میخواند در قسمت نظرات پیام بدند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 20:31  توسط تاریشا  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 10:9  توسط تاریشا  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 10:8  توسط تاریشا  | 

متن اهنگ blow my whistle song

 

Blow my whistle bitch (x2)
Open up put it in

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 10:7  توسط تاریشا  | 

من کتاب نبوده ام هرگز ! من دفترم ! مرا بنویس

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 21:18  توسط تاریشا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 21:17  توسط تاریشا  | 

آهنگ هاي رضا صادقي :.


 


خنده های زورکی اشکای یواشکی
شب و روزی بی هدف لحظه های الکی
تیکه تیکه خط به خط رج به رج مهر تنت
سر بلندی واسه عشقت توی میدون موندنت
...
یک شب بارونی بسه برای از نو تر شدن
یک گل شمع دونی بسه برای عاشق تر شدن


حتما آهنگ اول سریال ارث بابام رو شنیدین ،  انصافا می تونم بگم حیف آهنگ که رو چنین سریال در پیتی بزارنش ! خب اگه دلتون خواست می تونین این آهنگ رو از اینجا  دانلود کنید.



آهنگ آخر سریال هم خیلی باحاله ، اصولا رضا صادقی تازگی ها رابطه اش با این تلوزیونی ها خوب شده . یه چند تا آهنگ هم تو برنامه مهتاب خونده بود . 


تو هم مثل من نمی تونی دووم بیاری ، نرو
تو هم مثل من تو غصه کم میاری ، نرو
نرو
تو هم می پوسی ، میمیری بی من نرو
تو هم طاعون غم میگیری ، ای من  نرو
نرو
تو که می دونی  من بی تو، تو بی من  یعنی حسرت
تو که می دونی بی جواب می مونه عشق و عادت
تو که می ئونی کم میشم ، تو که می دونی کم می شم
تو که می دونی هم آغوش غم می شم
نرو ، نرو !

آهنگ "نرو" را از اینجا دریافت کنید.


یه سایتی هست که با رضا صادقی مصاحبه می کنه ، اگه پیامی براش دارین می تونین از لینک پایین استفاده کنید و سوال و پیام خودتون رو بنویسید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 21:16  توسط تاریشا  | 

هدف من از نوشتن اینه که حرفای دلم رو بزنم و شما دوستان اگه وقت کردین وصد البته اگه دوست داشتین اونارو بخونید...

واقعا ازتون ممنونم كه لطف داريد و به كلبه تنهايي من سر ميزنيد

 

یادی از فروغ فرخزاد!

پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد

در سکوت سینه ام دستی

دانه ی اندوه می کارد

مو سپید آخر شدی ای برف

تا سرانجامم چنین دیدی

در دلم باریدی...ای افسوس

بر سر گورم نباریدی

چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهایی

می خزد در ظلمت قلبم

وحشت دنیای تنهایی

دیگرم گرمی نمی بخشی

عشق ، ای خورشید یخ بسته

سینه ام صحرای نومیدی ست

خسته ام ، از عشق هم خسته

سهراب میگه:

در دل من چيزي است

مثل يك بيشه ي نور

مثل خواب دم صبح

و چنان بي تابم كه دلم مي خواهد

بدوم تا ته دشت . بروم تا سر كوه

دورها آوايي است . كه مرا مي خواند ...

اين رو بدون كه هر وقت دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت

ابرها و آروم گريه ميكنم پس بدون هروقت بارون مي اد

دلم برات تنگ شده عزيزم

اون فهمید باید نفس بکشد ولی ندونست چرا. فهمید زندگی هیچ وقت مال اون نیست و هیچ کی توضیحی نداد.. نمی خواست نفس بکشه. براش سخت بود تنفس در هوای دیگران. .....خسته بود. خیلی خسته روی زمین دراز کشیده بود و به آسمون خیره شده بود. هر وقت به ستاره ها نگاه می کرد یاد مامان می افتاد که می گفت: ستاره ها از غصه چشماشونو می بندن و باز می کنن.. هیچ وقت نفهمید این دو تا چه ربطی به هم دارن.چشماشو بست. یهو احساس کرد صورتش داره خیس می شه.. چشماشو باز کرد. ستاره ها داشتن گریه می کردن. فکر کرد چقدر خوبه با گریه ستاره ها خیس بشی

بعد از من

☻مرا عمری به دنبالت کشاندی سرانجامم به خاکستر نشاندی☺

♥ ربودی دفتر دل را و افسوس که سطری هم از این دفتر نخواندی♥

♣گذشت از من،ولی آخر نگفتی که بعد از من به امید که ماندی؟♠

 

معنی واقعی عشق رو نه میشه نوشت نه میشه به تصویر کشید فقط میشه حسش کرد اون هم تنها وقتی که خودت بخوای

بند تمــام خاطره ها را گسست و رفت
بغض تمام حنجره ها را شکست و رفت

ســاحل کنـار پنجره مـا رسـيده بـود
اما به نبض پنجره ها دل نبست و رفت

نزديک ظهر داغ غزل خيز فصل مهر
بر فرش باد سرد زمستان نشست و رفت

انبـوه شـعرهای دلـم بی جواب مـاند
رسم تمام شاعره ها را شکست و رفت

دنيا خلاصه شد به اتــاقی شـبـيه عشق
ازاين اتاق گرم و صميمانه رست و رفت

قصه ، تمام جاذبه اش فصل آخــر است
حيف از کتاب دل...که چه آرام بست و رفت


اينجا پر است از حضور تو با اينکه نيستی
زيبای پشت پرده نشسته ! تو کيستی؟
ای کاش لابلای درختان، تو مثل سرو
در پيش چشم های دل من بايستی

بيچاره آنکه روی گلت را نديده است
بيچاره من که ديدم و مشتاق تر شدم
از دست عشق حال خراب مرا ببين:
در خانه ام نشسته ام و در به در شدم

از بس که قصه تو قشنگ است سالهاست
اين شهر با خيال تو در خواب می روند
کوهی و رودهای قديمی سر به زير
از دامن بزرگ تو بي تاب می روند

يک عمر بين آتش و گل دست و پا زدم
ديگر حديث آتش نمرود عجيب نيست
وقتی ترانه های تو تا عرش می رسند
ديگر صدای حضرت داوود عجيب نيست

يوسف اگر که رونق بازار را شکست
تو رونق از تمام جهان برده ای به ناز
در آرزوی کعبه مغيلان به جان خرند
کعبه به آرزوی تو آغوش کرده باز

"
ديوانه محبت جانانه ام هنوز
دست از دلم بدار که ديوانه ام هنوز"
مهمان سفره های غريبان شدم ولی،
در بند ميزبان همين خانه ام هنوز

...........................................................
هر قصه ای تمام می شود الا حديث عشق
هر چيز می رود ز خاطره الا شميم دوست
از درد دوريش همه شب خون دل رواست
دائم در اين معامله ماندن بهای اوست

سلام اي سرزمين وحي و الهام سلام اي شهر شاهنشاه اسلام

سلام اي پايتــخت پادشاهــي سلام اي پايــه عرش الهـــي

سلام اي كان المــاس فتــوت سلام اي كـاخ سلطان نبــوت

سلام اي ســر در كاخ خدائــي حـــــريم بارگــــــاه كبريـــائي

سلام اي مشرق مشكوه ايــمان سلام اي عرشه قنــــديل رحـمان

چه روحــي خفتــه در آنيت تـو ملائك محــو روحانيـــت تـــــو

خبرداري كه با اين شوق مدهوش چه جائـــي را گرفتستي در آغوش

در اينجا خفتــه آن آرام جانـــها كـــــه دارد از ملائك پاسبانـــها

چه روحــي قدسي اينجا آرميــده چــــه روحانيتي در وي دميـــده

تو گوئي غرفه ها مهد فرشته است بهـــر در آيت غفران نوشته است

در و پيكـر همه آيــات و الـــواح شبستانهـــا عبـــادتگـــاه ارواح

چه شهري! جنت الماواست گوئــي چه نخلي! سدره و طوباست گوئي

چـه خاكــي و چـه اقبـالي خدا داد كه چنديـن بوسه در پاي نبـي داد

نشــــان پـاي پيغمبــر بخاكــش ثريا سرمه ساي از خاك پاكـــش

در اينجــا بـرق زد شمشير اسـلام شـــرار خـرمـن اضغاث و احـلام

نبــي اينجا شبــي را خفت مهمان سحر برخاست با شمشير و فرمـان

علــي اينجـا اميــرالمؤمنين شــد سپهسالار شاهنشــاه ديــن شــد

بلـي سلطان ديــن بــاراي سلمان به خندق كنــدن اينجا داده فرمان

خدايـــا ما هم از آن آب و خاكيـم ز آب و خاك اين سلمــان پاكيــم

صفــاي علم و ايــمان بخش ما را خداوندا به سلمــان بخـــش ما را

در راه زندگاني

جواني شمع ره كردم كه جويم زندگاني را نجستم زندگانـــي را و گم كـردم جواني را

كنون با بار پيــري آرزومندم كه برگـردم به دنبال جوانـــي كـوره راه زندگانــــي را

به ياد يار ديرين كاروان گم كـرده راهانـم كه شب در خــواب بيند همرهان كارواني را

بهاري بود و ما را هم شبابي و شكر خوابي چه غفلت داشتيم اي گل شبيخون جواني را

چه بيداري تلخي بود از خواب خوش مستي كه در كامم به زهر آلود شهد شادمانـــي را

سخن با من نمي گوئي الا اي همزبـان دل خدايــا بــا كـه گويم شكوه بي همزباني را

نسيم زلف جانان كو؟ كه چون برگ خزان ديده به پاي سرو خود دارم هواي جانفشانـــي را

به چشم آسمانـي گردشي داري بلاي جان خدايـــا بر مگردان اين بلاي آسمانـــي را

نميري شهريار از شعر شيرين روان گفتـن كه از آب بقا جوئيـــد عمــــر جاودانـي را

«مى خواهم بدانم ، مىخواهم همه چيز را بدانم
بهتر بود همه چيز در تنگابى پنهان مى بود
كه هرگز غوطه در آب نياموختم»

زندگى به رويايى رنگ پريده و گوشخراش مى ماند
آن زمان كه تو نمايش پر مويه ات آغاز مى كنى
پس چشمانم مى بندم تا تنها ببينم

در پس غوغا او آبى شده
لرزش دستانش به خطا پايان گرفتم
كه فرياد كمكى بود بى لب ،بى لب...
و به سان
بوسهُ سرد دلباختگى طوفان به شمع
سرشك فسرده اش ماند در عزاى باران


اكنون
اگر عاقبتش مى خواهى
اگر همچنان دانستن را حوصله از كف داده اى
او آبى شد
به سان زيبنده رنگى براى بود و احساسش



«آبى» را زمانى نوشتم كه بى جان شدن احساسى و فسرده شدن روحى
به چشم خود ديدم...
و اكنون با خود مى انديشم دايم
كه اى كاش مى شد اطمينان داد و پاى چيزى را امضا نكرد!
خسته ام، خسته...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 20:14  توسط تاریشا  | 

۱
۱دلم ميخواد يه چيزي رو بدوني

 

 

دلم میخواد یه چیزی رو بدونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 16:9  توسط تاریشا  | 

خودش کلي حرفه!!
۱

۱
4

کاش ميشد!!!


کاش میشد خالی از تشویش شد

برگ سبز تحفه درویش شد

کاش تا دل میگرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش من هم یک قناری می شدم

در تب آواز جاری می شدم

بال در بال کبوتر می زدم

آن طرف تر ها کمی سر می زدم

با قـناری ها غزل خوان می شدم

پشت هر آواز پنهان می شدم



۱


چهار شنبه 06 مهر 1384

ديگه دوستم نداري


ديگه دوستم نداری٬خستگی بهونته
طفلکی دلم که هر چی ميرونيش باز٬ ديوونته
يادته نوشته بودم تو تموم نامه هام
خوشبحال بند کيفی که رويه شونته؟!
حالا من دارم ميرم با غصه هام يه جايه دور
اما يادگاريام هميشه تويه خونته

۱


چهار شنبه 06 مهر 1384

علت تلخ




ديدی آخرش نموندی
منو تا جنون کشوندی
دلی که دادم به دستت
آخرش زدی شکوندی
آخراش خوب شده بودی
تيتر نامه ها مو خوندی
اما چون خوندی و رفتی
دلم رو بيشتر سوزوندی



۱
مسئله اي نيست!!


گفتی که منو دوست نداری٬ مسئله ای نيست
بين عشـق منو تو فاصله ای نیـست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده
گفتی که بايد بروم حوصله ای نيست
گفتم که کمی فکر خودم باشم٬آن وقت
جز از عشق تو در خاطر من شعله زنی نيست
رفتی تو٬ خدا پشت و پناهت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نيست

۱


چهار شنبه 06 مهر 1384

اي سنگ دل!!



دل تو مثل دلم اين همه دلتنگ که نيست
بخدا جنس دلم مثل دلت سنگ که نيست
  همه حرفات پر کذب و پر نيرنگ و فريب
عشق من مثل تو و عشق تو بيرنگ که نيست
تنم اينجاست٬همه فکرو خيالم پيش تو
تو که آرومی٬ آخه توی دل تو جنگ که نيست
وقتی که رفتی٬واسه من حتی دلت تنگ نشد
خونه عشق و شناختن کار هر سنگ که نيست

۱


چهار شنبه 06 مهر 1384

خودش کلي حرفه!! ميتوان





ميتوان جامی زدو گاهی گناهی کردو رفت
آرزومندانه٬دزديده٬نگاهی کردو رفت
ميتوان از گردش گيتی به آسانی گذشت
زندگی با گردش چشم سياهی کردو رفت
ميتوان بودو به درد بی کسی ها خو گرفت
کی توان هر ناکسی را تکيه گاهی کردو رفت

۱


سه شنبه 05 مهر 1384

عشق تو با من چه کرد!!



عشق تو با من چه ها کرد؟!

از گام رفتنت به بعد دیگر گلی نخواد روئید

و کسی عاشق نخواهد شد

دیگر دریچه قلبم را

به روی هیچ کس نخواهم گشود

و به کسی در باب سخن عشق اعتماد نخواهم کرد



84

به گمان خود عشق را کشتند!!


 عشق را با دستهای کپک زده شان در مست ترین لحظه ها کشتند و بردر دروازه شهر آویختند،اما غافـل از آنکه بویش تمام شهر را عاشق کرد.        



۱
عشق يعني

               
عشق یعنی مستی و دیوانگی          عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر       عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار آویختن        عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن     عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن         عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظارو انتظار            عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن        عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب        عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی شاعری دل سوخته       عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن      عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم،یک نماز        عشق یعنی عالمی رازو نیاز

عشق یعنی با پرستو پر زدن          عشق یعنی آب بر آتش زدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن         عشق یعنی همچو من پیدا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون    عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی قطعه شعری نا تمام       عشق یعنی بهترین حُسن ختام


 



۱


 




هرکس به طريقی دل ما ميشکند
بيگانه جدا دوست جدا ميشکند
بيگانه اگر ميشکند مسئله ای نيست
من در عجبم دوست چرا ميشکند
 

 



+ پ 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 16:6  توسط تاریشا  | 

آیا خدا هنوز منو.......

در ضمن بازیگر محبوب خودم جان آبراهام که من بهش میگم جان ابراهیم 

در ضمن بازیگر محبوب خودم جان آبراهام که من بهش میگم جان ابراهیم 

 

اسم فیلم :جسم

 

  

 Bipasha and John Abraham 

من بر میگردم             

 

واقعا چرا احساس توی ما جوونای ایرونی مرده ؟؟؟

 

چه شکایتی ؟   خودت میدانی

ای کاش...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:35  توسط تاریشا  | 

Rekha Malika sherawat

Lara Dutta Diya Mirza

Sridevi Rani Mukherjee

Bipasha Basu Mutz with Rouge singer

معرفی فيلم silsila

                                                  

[]
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:27  توسط تاریشا  | 

NewsAlba wants to follow the rules of ! 'American actress Jessica Alba has claimed that she had decided not to have ***** until she reached the legal age.

The Fantastic Four actress, who got engaged to her Dark Angel co-star Michael Weatherly, at the age of 18, said that she was determined to remain a virgin

 

 

 

 

 

 

 

 

 

NewsAshwarya's topless pictures are real ? 'Someone got hold of Ash’s pics while she was unaware. Many topless pics are floating on Ash for sometime. But this time the rumor-zone says these are truly genuine.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 9:16  توسط تاریشا  | 

لبخند عشق

لبخند عشق

 

سلام به همه دوستان گلم.

باز هم از محبتهای همه شما ممنونم. راستی ببخشيد که برای شهادت خانوم فاطمه زهرا پيام نگذاشتم. راستی اينجا بايد از دوستم آقای اميد اميدی عذرخواهی کنم چون به مناسبت همين ايام يک مطلب خيلی زيبا برام فرستادن که در وبلاگم بزارم ولی نشد.

عشق يک جوشش کور است و پيوندی از سر نا بينائی اما
دوست داشتن
پيوندی خودآگاه و از روی بصيرت روشن و زلال
عشق بيشتر از غريزه آب ميخورد و هر چه از غريزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع ميکند و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نيز همگام با آن اوج می يابد
عشق زيبايی های دلخواه را در معشوق می آفريند
دوست داشتن زيبايی های دلخواه را در دوست ميبيند و می يابد
عشق يک فريب بزرگ و قوی است
دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمی بی انتها و مطلق است
عشق در دريا غرق شدن است اما دوست داشتن در دريا شنا کردن است
عشق بينايی را می گيرد و دوست داشتن می دهد
عشق با شناسنامه بی ارتباط نيست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد
اما
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند
و
بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستی نيست.

دکتر شريعتی

هستيم در خدمتتون

¤ پ

پيام هاي پ

 


دوشنبه، 13 تير، 1384

خاطرات زمان خدمت يکی از دوستان ...

سلام به همه دوستان گلم.

مثل هميشه وظيفه خودم ميدونم که از محبتهای همتون تشکر کنم. يکی از دوستان زحمت کشيدن و يه شعری که در دوران خدمت با هم خدمتيهاشون گفته بودن رو برام فرستادن . خيلی جالبه حتما بخونيد.

غلط کردم به سیرجان آمدم من

به پای خویش به زندان آمدم من

مگو سیرجان بگو زندان هارون

قدم آهسته اش دل می کند خون

مگو سیرجان بگو زندان بغداد

به آسمان هفتم رفته فریاد

مگو سیرجان بگو ویرانه غم

ندارند افسرانش شکل آدم

به اصفهان آمدم اعزام گشتم

به سیرجان آمدم اعدام گشتم

لباس آشخوری کردند تنم را

به خط کردند تراشیدند سرم را

لباس ارتشی رنگ زمینه

عزیز جان غم مخور دنیا همینه

لباس ارتشی فانسقه داره

دل سرباز همیشه غصه داره

به سربازی مرا مهجور کردند

دوسال از قوم و خویشم دور کردند

نویسم نامه ای بر برگ چایی

کلاغ پر میروم مادر کجایی

هستيم در خدمتتون

¤ نوشته شده در ساعت 14:4 توسط`

پ)

 


سه شنبه، 7 تير، 1384

من طرفدار کانديد خاصی نبودم و نيستم ...

سلام به همه دوستان گلم.

باز هم از محبتهای شما ممنونم ولی ظاهرا سوء تفاهم پيش اومده بود. بنده عرض کنم خدمتتون که من طرفدار کانديدای خاصی نبودم و منظورم از خوشحالی حضور سبز مردم در پای صندوقهای رای بوده و نه چيز ديگر. اميدوارم که اين سوء تفاهم برطرف شده باشه.

دل که رنجيد از کسی خرسند کردن مشکل است

شيشه بشکسته را پيوند دادن مشکل است

سلام دوستان / ما اخر نفهميديم که ادما بايد / راستگو باشن ؟ صادق باشن؟ به همديگه کمک کنن؟

کلاهبرداری نکنن؟ مشکل برای ديگران بوجود نيارن؟ تو غم و شادی هم شريک باشن ؟ انسانيت رو

الگوی خودشون قرار بدن؟ مثلی داريم که ميگه / به هر دست بدی به همون دست می گيری!

اگر ادم اين محسنات رو داشته باشه ولی / در مقابل فقط دروغ بشنوه / هر چی بيشتر مهربون و

با محبت باشه / بيشتر بدهکار ديگران می شه /ميگن خدا ادما رو امتحان ميکنه / چرا ظالم هميشه

سالمه و خدا امتحانش نمی کنه؟حالا هنوز هم بعد از اينکه جواب محبت / .........منفی ست

ايا باز هم بايد ادم مثبتی باشيم و .......؟ يا اينکه برعکس ؟ اگر کسی لب چاه بود/ يه تيپا ............. ؟

هر کس به طريقی دل ما ميشکند بيگانه جدا دوست جدا ميشکند

بيگانه اگر ميشکند حرفی نيست من در عجبم دوست چرا ميشکند؟

هستيم در خدمتتون

¤ پ

پ

 

  



+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 20:24  توسط تاریشا  | 

یه ماشین باحال

 

 

خدايا عاشقی درمون نداره
ديگه چشم دلم بارون نداره
کمک کن تا که اشکم در بيايه
که قلبم طاقت زندون نداره

---------------------

رها تر از دلم کفتر نديدم
به هر باغی بگی يک شب پريدم
يه عمره تو قفس با غم رفيقم
به جز اين چاره ای ديگر نديدم

---------------------

رو کوها يادته قاطر سواری؟
هوای شرجی و باد بهاری؟
کجايی بی وفا؟ يک ساله حالا
خبر از حال زار مو نداری

---------------------

مو از خورشيد و غيره شکوه دارم
يه کاری می کنن پردر بيارم!
ببـيــنيــن لا اقـــل از آسمــــونا
کجای اين زمين تـنهايه يارم

ديشب خواب تو رو ديدم. آمده بودم به منزلت.تو بودى و سايه زنى ديگر.گيسوان بلندى داشت.لحظه اى پشت ديوار آمد و رفت...
به اتاقت مرا خواندى.يك اتاق شلوغ با يك تخت نامرتب انگار كه تازه ازخواب جسته باشد.رفتى به زاويه اتاق و به ديوار يله دادى و با دست به گوشه آراسته تخت اشاره كردى كه :"راحت باش"
انگارچيزى بزنگاهت رسيده باشد پرسيدى:"تغييرى نكردم؟لاغرتر..."
گفتم:"چرا! زيبا شدى"
لبخند شيطنت آميزى زدى و بيرون رفتى...
نگاهم در اتاق چرخى زد و روى كتابى آرام گرفت.نامش از فرط كهنگى پاك شده بود.نزديك تر كه آمدم ديدم كتابيست خطى اما نيمدار و موريانه زده. ورقش كه مى زدى انگار چيزى از وجودش جدا مى شد و نيست...
برگشتى و كتاب را ديدى.اينبار كنارم نشستى و سعى كردى چيزى در كتاب پيدا كنى...
در باز شد و دو مرد داخل شدند.درنگاهت ديدم كه مضطرب شدى اما به سان كودكى راه گم كرده كه فرياد مى زند تا صداى لرزانش بپوشاند بلند گفتى:" آها!پيداش كردم."
بعد انگار كه تازه ايشان را ديده باشى جست زدى و سلام گفتى.
-"
سلام"
-"
سلام!ما مشتاق ديدار شما بوديم.مريم در مورد شما صحبت كرده بود!"
مريم!گمان كردم كه شايد در خانه مريم صدايت مى كنند...
-"
شما لطف داريد. من هم مشتاق بودم به ديدار!" گر چه مطمين نبودم چه چيز را مشتاقم!با دقت كه نگاه كردم ديدم يكى مسن تر از ديگرى ست و رفتا رش نيز...
موهايش از وسط ريخته بود و فقط تنك مويى به جا مانده بود.صورتش گرد بود وگونه هايش گل انداخته و دايم لبهايش مى گزيد.
ديگرى موهاى مجعد و شبقى داشت با صورتى كشيده كه پا ريزهاى مويش تا گوشها مى رسيد.
در دل گفتم:"حق ديگرى را خورده!!"

آنكه بزركتر بود از اتاق بيرون رفت و صدايت زد.نگاهت به زمين دوخته بودى وانگار كه به زور به مدرسه ات مى برند پاهايت را بر زمين مى كشيدى.

با مرد جوانتر تنها شديم.او به كار خودش مشغول بود.طول اتاق را طى مىكرد و دستهارا پشتش قلاب و چيزى زير لب زمزمه مى كرد.بيشتر از آنكه عصبانى باشد نگران به نظر مى رسيد ماهيگيرى را شبيه بود در ساحل دريايى نا آرام در پايان روزى بى حاصل...

برگشتى اما به من نگاه نمى كردى شايد يكبار و يك نظر و بعد مثل كودكى كه گلدان محبوبى را شكسته باشد رويت را دزديدى.
بزرگ مرد آمد و پرسيد:"خوب شما شام مى مانيد؟!"
ناگهان زل زدى به من كه انگار" من مقصر نيستم!"
گفتم:"نه!ممنون. بايد با خانواده جايى باشيم."
ديگر چيزى نگفت نگاهش به كتاب افتاد.از من گرفت و به تو داد بعد دستش را پشتت حمايل كرد و بيرون رفتيد...
تنها مانده بودم.نگاهم به در خيره مانده بود.احساس كسي را داشتم كه به مجلس ترحيم خودش دعوت شده باشد.گيج،آشفته و حيران اما شوق زده...
تاب ماندن نداشتم.

بيرون از اتاق سفره اى روى زمين پهن بود با ديس چلويي و كفگيرى و ظرف خورشتى...
بزرگ مرد كنارت نشسته بود و برايت شام مى كشيد.آمدم سوى جوانتر و به قصد بدرود دست دراز كردم.دستش به سمت كفگير رفت و بعد گويى كه تازه مرا ديده باشد باهمان وضع كفگير به دست گوشه مشتش كف دستم گذاشت كه يعنى "خداحافظ" لبخندى نيز بدرقه ام كرد...
ديگرى به پشتم زد و گفت:"باز هم تشريف بياريد.اما اينبار حتما براى شام!"بعد رويش به تو گرداند و تو نيز به صفحه سپيد خيره ماندى...
نزديك دركه رسيدم باز آن سايه را ديدم كه سركى كشيد و رفت.
در را نيمه باز گذاشتم. شايد گمان كردم سايه باز خواهد آمد!
تاريكى خودش را پهن كرده بود روى خيابان و آسمان گوژپشتى را مى مانست كه كتانى نيمدار پوشيده باشد.
گفتم:اينها را برايش مي نويسم.حتما!"


افتاده بر خاك..."

...
بلند تپه اى شيشه اى
در ميان تيره روز ابرى
در پسش روشنا روزی
که مرهم مي نهد زخم ماه کاملي

و من...
يكى تندآب
تا گل و لاى كشان كشان برم
تا به رويش حيات همى سازم

و او...
يكی خاك
تا به او عاشق شوم
و در او گندآب

او...
سپيد آنگونه كه شوره زارى ست
نفرين شده روحى مى فروشد
به هر آنكه بيشترينش بپردازد

و من...
آرام آنگونه كه مردابى ست
شوربختى را جرعه اى مي نوشم و
نيست مي شوم

گرچه او مرا سرچشمه دروغ پرداز مى خواند!
اما اين خواب...
بيش از آنى كه فكرش كنى
حقيقى ست
آن زمان كه خواب شبانه،شب مى ربايد
¤ 1

زندگى بدون..."

تجربه اى مكرر چون آرميدن در اعماق ذهن
با همبستر تنهايى
به دور از چشم و نگاه ديگران
حتى در اتاقكى شلوغ و پرهياهو

هر بار انديشه اى در من بيدار مى كند
"
راهى نيست گريزى نيست از اين هراس ياُس آلود!"

نقش گره خورده عشق و نفرت
كولاژى درهم وآشفته در پس چشم
مرده ريگ لبخندى مرگ اندود
پژواك فريادى زار و خاموش

"
اى كاش اين زمان نمى دانستم كه هرگز نخواهم دانست!"

سبزى پيچك وارخاطرات سرزنشكار برساقه ذهن
تازه يافتن تمام خاموش دردهاى جوشيده از عمق نگاه
گاه شگفت زده از آنچه خواهم شد
گاه مايوس از آنچه پيش روست در آينه

مكررتلخ تاريخ
تكرار دوباره و دوباره
سفر به دنبال بى رد پا پاسخ
دوباره دوباره دوباره...

بى گريزى از گذشته
آينده از راه نارسيده
برگشت اوراق زمانه
همه را مى دانم

ولى هنوز
"
بدون ياُس زيستن " را
نمى شناسم!

 

فيلم "شبهاى روشن(سپيد)" برگردان كتابى ست به همين نام از نويسنده مورد علاقه ام،
"
فيودور ميخايلوويچ داستايوفسكى"
با ديدن اين فيلم احساس چنان جوششى كردم كه فىالمجلس عبارات زير ازذهنم گذشت و اكنون احساس مىكنم فاصله اى با "استاد" ندارم.شايد پلک زدني و شايد اندك تاملى.

شبهاى روشن
ياد دارم كه زمانى تمام كتابهايم سوزاندم تا حسى كه ديگران تنها احساسش
مى كنند،به عمر چند شب ادراك كنم و آنقدر خوش بختى را در آغوش بگيرم كه عمرى را بس باشد.
اما درشبى روشن، خوشبختى در آغوش من بى نفس شد و جان داد و آنچه به جا ماند تل خاكسترى ست و آغوش فسرده اى!
اكنون كتابهايم مى جويم نه براى پيدا كردن آنچه از ياد برده ام و نه براى يافتن خوشبختى، كه براى پايان هميشه و شروع آغازى كه مى دانم پايانش شبى روشن است!

تنها پناه

در ظلمات معبدى غمناك
در ميان ارواح ماتم زده
دستانم كورمال كورمال مرا
راه مى برند
و زمزمه اى اشكبار ندايم مى دهد:
"
آهسته ترگام بردار!"

پژواك گامهايم دراين عبادتگه پاييزى
خاطره اى از"من" به جاى مىگذارد
و"سكوت"
تنها پناهم
از خاطراتى ست نمور و پوسيده
كه چون عابدينى شمع به دست
عزايم را فرياد مىكنند

اى كاش قادربودم آرزوى گرفتن جانم را
به دست "تنها مرد"ى كه
گامهايش
هر شبم
طنين انداز است!

«
زرتشت دز صومعه»


«
تنها پناه» از جنس «نامه مقدس» است که برای اين سياق بيان مفهوم نام «مکتوب بازگشتی» را انتخاب کردم چرا که تمامی ضماير و وقايع را می توانی به يک نفر راجع بدانی و اين در حاليست که در برخورد اول چنين به نظر نمی رسد.

آنجا که روياها خاکستر می شوند

خطوط ساكن "كتاب" را از بر مى كنى
و با انگشتانت بر خاك
مخلوقى بى سر نقش مى كنى

كه اين آرامشت را كافيست!

و آن هنگام كه زمزمه "ديوانگان"از دور مى شنوى
پنهان مى شوى و نقشها پايمال مى كنى

كه اين سلامتت را كافيست

و به دنبال روياى فاضله شهرت
پشته اى از دروغ را منزل به منزل با "خود" مى كشانى

كه اين...

رسيدن

هيچوقت نگران رسيدن نبودم!رسيدن به مقصد،هدف،منظور...
هميشه در راه بودن،هنوز در سفر بودن،جاده...
همگى به شكل شغلى تمام وقت در نظرم نقش مىبندند!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 20:22  توسط تاریشا  | 

این هم چند theme زیبا

دانلود

دانلود

دانلود

 

 

 

 

Eminem

 

 

چنتا عکس از گروهtatu

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 20:19  توسط تاریشا  | 

شب های برره
اینم از آهنگ سریال شب های برره که به تازگی از شبکه ی ۳ سیما پخش می شود . آهنگ با صدای مهران مدیری

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 20:15  توسط تاریشا  | 

شب های برره
اینم از آهنگ سریال شب های برره که به تازگی از شبکه ی ۳ سیما پخش می شود . آهنگ با صدای مهران مدیری

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 20:15  توسط تاریشا  | 

دوستان سلام

من چند روز دیگه تولدمه در این مورد مطلب بفرستید

تا به نام خودتون بزنم تو وبلاگ     

 

                       تقدیم تنها تکیه گاهم

 

کسی چه می داند دلیل نبودن توچیست!

کسی چه می داند چه می گذرد بر من
!

کسی چه می داند چه می گذرد برتو
!

کسی چه می داند آنهنگام که من می خواهم تو را در زمزمه نگاهم حل کنم و تو مرا در گرمای دستانت،دیگران چه می اندیشند
!

حالا هی راه به راه بیایند و وصلهء عشق ممنوع را به من و تو بچسبانند وهی بگویند باید عاقل شوم
!

اینها چه می دانند عقل چیست
!!!

اگر می دانستند اینطور ابلهانه نقاب عقل بر چهره نمینشاندند
!

نازنین را باآنان کاری نیست... هست؟


ای کاش مشکل من تنها عده ای نصیحت گو بود!

یا حتی حواس پرتی های تو
!

و یا حتی نبودنت آن هنگام که بایدباشی
!

مشکل من این آسماندلم است که دم به دم به هوای تو بارانی می شود
!

تو بگو چه کنم با ایندلتنگی؟
!

باز این گمان رادر سکوتت لمس نکنم که
:

"
باز هم گِلِگی... باز هم شکایت... باز هم... باز هم... بازهم
..."

و در آخر زمزمهزیر لب همیشگی ات
:" نازنین ِ حسود!!! "

من خسته ام و دلتنگ...

خسته از این راه که نمی دانم انتهایشکجاست؛

و دلتنگ ِتو!!!

حواست به منهست؟!

باز نگو " نازنینمحواسم هست!"

از این بودنتکراری هم خسته ام!!!

فکری برای نازنین بکن!

هر چند که می دانم کاری از تو بر نمی آید!

اگر قرار بود کاری کنی، برای آن دل همیشه شیدایت کاریمی کردیکه... در حسرتنازنین از باران نگوید!

باز هم سکوت،

باز هم حرف همیشه،

باز هم دیر است و من باید بروم!

و من...

باز هم باران می خواهم.

باز هم این بغض دارد خفه ام می کند.

باز هم خسته ام ودلتنگ...

خسته از اینراه،

و دلتنگ ِتو

بگذار سر به سينه من
تا كه بشنوي
آهنگِ اشتياقِ دلي دردمند را...
شايد كه بيش از اين نپسندي به كار عشق
آزار اين رميده سر در كمند را....
بگذار سر به سينه من تا بگويمت
اندوه چيست...عشق كدام است...غم كجاست...
بگذار تا بگويمت
اين مرغ خسته جان
عمريست در هواي توازآشيان جداست...
بگذار تا ببوسمت اي نوش غمگسار
بگذار تا بنوشمت اي چشمة شراب
بيمار خنده هاي توأم
بيشتر بخند...بيشتر بخند...
خورشيد آرزوي مني
گرمتر بتاب...گرمتر بتاب......

 

از وبلاگ سمیه خانم

                                

 

2 نوشته شده در  84/04/26ساعت 18:9  توسط محمد(دافا) |  3 با وفا
برگرد از وبلاگ باران داغ
چو آمدی ، به تن آشفته گشتم از دیدار

چو رفتی،از غم تو سر به سنگ کوبیدم

دوباره باز به راه تو بازگشتم تا

گریز عطر تو از راه دور بوییدم.

هوس به سینه ام آشفت تا تو دور شدی

نفس ـ دریغ! ـ دگر با تلاش یار نماند

چو آمدم که غریوت دهم :ز ره برگرد

وجودم آب شد از من دگر غبار نماند...

 

 

چشم لیلی
 

قحط عشق

 

غمزه اي از چشم ليلي ، برده از هوشم به زور

 

بار عشق و عاشقي ، افكنده بر دوشم به زور

 

در حراج ِعشق و عاشق ، رويِِِ دستم مانده دل

 

اين متاع ِكس مخر را بر كه بفروشم به زور ؟

 

بار عشق است و امانت ، آسمان طاقت نداشت

پاي عريان ، من چرا بيهوده مي كوشم به زور ؟

 

زيراين دلق مرقع  فتنه ها خوابيده است

 

اين لباس ِ مندرس را من نمي پوشم به زور

 

قحطي دل ، خشكسال ِ اشك ِچشم ِ عاشقيست

 

در وباي ِ اين هوس ها ، با كه مي جوشم به زور؟

 

آبشار ِعاشقي در قصرشيرين خشك شد

 

گاو ِنر در خانه جا خوش كرده  مي دوشم به زور

 

قطره اي از آن شراب ِكهنه ام در كاسه نيست

 

زهرِچشم ِاوست، اين جامي كه

با لبی خسته میپرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی می خواد؟؟
 اون به من یا من به اون خیره شدم!
باورم نمیشه هر چی میبنم
چشامو یه لحظه رو هم میزارم
به خودم میگم که این صورتک


 

میتونم از صورتم برش دارم
میکشم دستمو روی صورتم
هر چی باید بدونم دستم میگه
منو توی آیینه نشون میده
میگه این تویی نه هیچ کس دیگه
جای پاهای تموم قصه ها
رنگ غربت تو تموم لحظه ها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده به جا

آیینه میگه تو همونی که یه روز
می خواستی خورشید رو با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونت شده
داری بی صدا تو قلبت میمری
میشکنم آیینه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آیینه میشکنه هزار تیکه میشه
اما باز تو هر تیکه اش عکس منه
عکس ها با دهن کجی بهم  میگن
چشم امید رو ببر از اسمون
روز ها با هم دیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی میدن تمومشون

 

 

 

 

 

          

                                             تقدیم به شما دوستان

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 15:31  توسط تاریشا  | 

زنده ام چونكه تو در كنارمي، هستم چون كه تو عشقمي و خوشحالم چونكه تو خنداني…

ميميرم زماني كه تو مي روي، نابود ميشوم زماني كه تو از من دور مي شوي ، گريانم زماني كه

تو غميگيني اي عزیز من…!

پس بمان در كنار من ، براي هميشه و تا ابد ، با من زندگي كن ،   با عشقم    نه به خاطراتم!

بمان و اين زندگي را برايم غمگين تر ، و اين دنياي بي محبت را برايم جهنم نكن!

بمان در اين قلبي كه مدتها انتظار ميكشيد تا چنيي عشقي نصيبش شود…

عزیز من  اينك كه تو آمدي و در قلبم نشستي بيا و تا ابد عزیز من و قلبم باش…!

اسمت امواج سهمگين درياي دلم را آرام ميكند… اسمت چشمهاي مرا بهانه گير مي كند..

اسمت مرا اميد وار و آرام ميكند! اسمت چشمه غرور را در وجود من جاري ميكند…!

غرور عشق ، و غرور به خاطر دوست داشتن بيش از حد!

معناي عشق را بيشتر از معناي واقعي خودش برايم معنا كردي!

و بيشتر از آنچه تصور مي كردم مرا دوست ميداري!

اينك كه مرا با اين عشق و دوست داشتن خودت شرمنده كرده اي من ميخواهم تو را بالاتر از تو

كه مرا دوست داري ، دوست داشته باشم،

پس با غرور هر چه تمام تر و با احساس دوست داشتن بيش از حد و  از ته دل ، از تمام وجودم

  همجو رعد و برق آسمان در اين دشت عشق در ميان اين همه   عاشقان و در برابر خداي

عاشقان با چشمهاي گريان ، با صداقت و يكرنگي و يكدلي و احساس  آرامش عشق و ذكر نام

مقدس تو ، و شرمندگي ، فرياد ميزنم :............خيلي دوستت دارم!…

 

دل من هر جا که تو باشی باهاته

عاشقی دیوونه برق چشاته

آخه ظالو زیر پاتم یه نگاه کن

تا ببینی چه دلایی زیر پاته

پا بزار به روی چشمام تا ببینی

فرشی از عشق و محبت زیر پاته

چشم های تو چه نجیبه

 با نگات چه دل فریبه

اما حرفای قشنگت

یه سرابه یه فریبه

باورم کن باورم کن

ای تو شکل باور من

ای همیشگی ترینم

حرف تو عشق آخر من

من می خوام که عاشقونه

با تو باشم تا همیشه

سایه عشق تو باشه تا همیشه بر سر من

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 15:26  توسط تاریشا  | 

ارباز خان: ارباز و رانی در هيلو برادر کنار هم قرار گرفتند.در حقيقت اين پروژه سه برادر بود.سهيل خان کارگردان و سلمان و ارباز بازيگرهای اين فيلم بودند.بنابراين نقش زيادی برای رانی در اين فيلم نبود.ارباز خان ميگويد:اولين تجربه من در کنار رانی زياد خوشگوار نبود.او سر کوچکترين مسئله ای ناراحت ميشد.او از اين شاکی که من به برادرم گفتم که نقشم را در اين فيلم بيشتر کند و بر سر همين موضوع ما با هم خيلی مشکل داشتيم در حاليکه که اين موضوع فقط يک سوء تفاهمی بيش بود.

ريتيک روشن در دهم january سال۱۹۷۴ چشم بدنيا گشود.او فرزند راکش روشن يکی از بازيگران قديمی و کارگردانان موفق حال حاضر باليوود است.او اوايل سال ۲۰۰۰ با فيلم کهو نا پيار هه به کارگردانی پدرش پا به عرصه سينما گذاشت.اولين فيلم ريتيک با موفقيت خوبی روبرو شد طوريکه همان سال او در صدر بهترين بازيگران باليوود قرار گرفت.فيلم لکشيا به کارگردانی فرحان اختر يازدهمين فيلمی است که ريتيک در آن بازی کرده است.البته فيلم فوق که ريتيک و عوامل سازنده آن از آن انتظار زيادی دارند، در حال تکميل مراحل پايانی بسر ميبرد.او(ريتيک) در کارنامه بازيگری خود در حال حاضر فيلمهايی بسيار موفقی مثل کهو نا پيار هه،کبهی خوشی کبهی غم و کوئی ميل گيا را دارد که جوايز زيادی را از جشنواره های مختلف باليوود کسب کرده اند و خواهند کرد(کوئی ميل گيا).ريتيک در فيلمهايش در کنار هشت بازيگر زن بازی کرده است و از همه بيشتر در کنار کرينا کپور ظاهر شده است ولی متاسفانه نتوانستند زوج موفق سينمايی همچون شاهرخ خان و کاجل يا سلمان خان و مادهوری باشند.حالا به شرح فيلمهايی که او در کنار اين بازيگران ارائه داده است میپردازيم.

کرينا کپور: ريتيک در ده فيلمی که از او اکران شده است،در چهار فيلم kabhi khoshi kabhie gham,yaadein ,mujhse dosti karoge,main prem ki diwani hoon مقابل کرينا بازی کرده است.از اين چهار فيلم فقط فيلم کبهی خوشی کبهی غم با موفقيتی عالی روبرو شد که اين موفقيت را نميشه به حساب کرينا گذاشت چون در اين فيلم نقش مرکزی و اصلی را کاجل بر عهده داشت و بخاطر بازی قشنگ شاهرخ خان و کاجل بود که فيلم K3G به اين موفقيت رسيد و ريتيک و کرينا نقش مکمل را داشتند.بغير از اين فيلم بقيه تمام فيلمهای آنها در گيشه با شکست روبرو شدند.

اميشا پتيل: تعداد فيلمهای ريتيک با اميشا دو فيلم است.آنها برای اولين بار در فيلم کهو نا پيار هه کنار هم ظاهر شدند جالب اينجاست که انتخاب اول برای اين فيلم کرينا کپور بود اگر کرينا برای بازی در اين فيلم ناز نميکرد حالا او در پرونده بازيگری خود فيلم بسيار موفقی ديگری داشت.کهو نا پيار هه اولين فيلم اميشا و ريتيک است.بعد از آن ،آنها در فيلم aap mujhe ache lagne lage يکبار ديگر در کنار هم ظاهر شدند.اميد زيادی ميرفت که موفقيت قبلی يکبار ديگر تکرار شود ولی اينطور نشد و اين فيلم شکست خورد و از آن به بعد آنها در هيچ فيلمی با هم ظاهر نشدند.

پريتی زنتا: پريتی در دو فيلم مقابل ريتيک بازی کرده است.اولين فيلم مشترک آنها مشن کشمير ميباشد که همانطور از اسمش پيداست در مورد جنگ داخلی کشمير ميباشد،اين فيلم در گيشه به فروش متوسطی دست يافت.بعد از آن،ايندو در فيلم کوئی ميل گيا کنار هم قرار گرفتند.کوئی ميل گيا بعد از کهو نا پيار هه دومين پروژه خانوادگی روشن است که راکش روشن تهيه کننده،کارگردان و راجش روشن آهنگساز فيلم هستند.کوئی ميل گيا در اواسط سال ۲۰۰۳ اکران شد و با موفقيت خوبی هم روبرو شد و امکان کسب جوايز متعددی از جشنواره های باليوود برای اين فيلم ميرود(البته بايد قبول کرد که با اکران فيلم کل هو نا هو اين امکان کمتر شده است).

کرشما کپور: اولين فيلم مشترک کرشما و ريتيک fiza ميباشد که کرشما نقش خواهر ريتيک را بازی ميکند و اين فيلم هم در گيشه با فروشی متوسط روبرو شد.دومين فيلم مشترک آنها لکشيا ميباشد که امکان اکران آن در چند هفته آينده ميرود.

رانی مکرجی: تعداد فيلمهای مشترک آنها دو فيلم ميباشد.يکی از اين فيلمها، mujhse dosti karoge است که شکست خورد ولی در اين فيلم زوج رانی و ريتيک خيلی مورد پسند قرار گرفت.دومين فيلم آنها کبهی خوشی کبهی غم ميباشد.رانی در اين فيلم بطور بازيگر مهمان حضور دارد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 15:15  توسط تاریشا  | 

درسته که یک کم دیر شده ولی از اونجایی که کسی به موضوع جوایز ملی هندوستان اشاره ای نکرد من به این موضوع پرداختم ....

پنجاه و یکمین دوره جوایز ملی هندوستان در شب استقلال هند برگزار شد و خلاصه ی این جشنواره که یکی از بزرگترین رویدادهای هنری در هندوستان محسوب میشه به این صورت گزارش شد ....

جایزه بهترین کارگردانی و فیلمنامه به فیلمساز بنگالی آقای Gautam Ghose برای فیلم Abar Aranye رسید در حالی که فیلم ماراتهی Shwaas به عنوان بهترین فیلم از طرف جشنواره اعلام شد .....

فیلم معروف هندی زبان Munnabhai MBBS به عنوان معروفترین فیلم شناخته شد و رقیب آن فیلم Koi Mil Gaya با دریافت سه جایزه از جمله بهترین فیلم در بخش اجتماعی از رقیب خود پیشی گرقت ....

همچنین فیلم Pinjar جایزه ویژه نرگس دات به عنوان بهترین فیلم و منوج باجپایی جایزه ویژه داوران را برای ارایه عالی نقش رشید در همین فیلم دریافت کرد .....

جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد به بازیگر تامیلی به نام Vikram برای فیلم Pithamaganتعلق گرفت و جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را هنرمند مالایالمی به نام Meera Jasmine برای فیلم Padam Onnu Oru Vilapam دریافت کرد... همچنین شرمیلا تگور بازیگر سالهای دور و مادر سیف علی خان به عنوان بهترین بازیگر نقش دوم در فیلم Abar Aranye موفق به دریافت جایزه از این جشنواره گردید ...

سازندگان فیلم بنگالی Chokher Bali با دریافت سه جایزه از جمله بهترین فیلم بنگالی ، بهترین کارگردانی هنری و بهترین طراحی لباس با دستانی پر از جشنواره خارج شدند ....

سونو نیگم ( Sonu Nigam ) خواننده پر آوازه هندی به عنوان بهترین خواننده  برای اهنگ معروف 'Kal ho na ho' از همین فیلم و Shankar, Ehsaan, Loy برای دریافت جایزه بهترین موسیقی برای همین فیلم انتخاب شدند  ....

فرح خان به عنوان بهترین طراح رقص برای طراحی رقص Main idhar chala, main udhar chala از فیلم Koi Mil Gaya انتخاب شد ....

جایزه بهترین کارگردان تازه کار به Rajiv Vijay Raghavan فیلمساز مالایالامی برای فیلم Maargam تعلق گرفت و Tarali Sarma به عنوان بهترین خواننده زن برای فیلم Akashitorar Kothare انتخاب شد ....

در نهایت جایزه بهترین کتاب سینمایی به Ramakrishna برای کتاب Filmi Jagat Mein Ardhashakti ka Romanch تعلق گرفت و جایزه بهترین منتقد سینمایی را نیز یک روزنامه نگار منتقد به نام Saibal Chatterjee دریاقت نمود ....

 

شاهرخ خان در حال نوشتن زندگی نامه خود با عنوان " 20 سال در یک دهه " میباشد . داستان زندگی شاهرخ در این کتاب از دوران کودکی او آغاز میشود و با تولد دختر او سوهانی پایان میابد .

آکشی کومار و بابی دیول بعد از موفقیت اجنبی یک بار دیگر در کنار هم ظاهر میشوند . دراین فیلم که توسط آنیل شرما ساخته میشود آمیتاب بچن نیز هنرنمایی میکند . جالب اینکه در این فیلم آکشی کومار در نقش پدر بابی دیول ظاهر شده است و داستان فیلم در واقع سه نسل را دنبال میکند که نسل اول توسط آمیتاب ایفا میشود . عنوان این فیلم Ab Tumhare Hawale Watan Saathiyon ( اکنون وطن را به شما سپردم دوستان ) میباشد.

احمد خان بعد از فیلم Lakeer  فیلم بعدی خود را کارگردانی میکند که داستان آن به طور کلی از فیلم هالیوودی Mickey Blues Eyes بر گرفته شده است . در این فیلم آنیل کاپور و شهید کاپو

 

داستانها و افسانه های هندی دو رود گنگا و جامنا که در کنار هم قرار دارند به عاشق و معشوق تشبیه میشوند که رودخانه گنگا ( همون رود گنگ که در افسانه های هندوستان به آن شخصیت مذکر هم داده اند و مظهر پاکی نیز میباشد ) .

عاشق جامنا است و ایندو عاشق در محلی به نام سنگم ( وصال ) به هم میرسند .....

این ترانه رو تقدیم میکنم به همه شما دوستان و مخصوصا به مریم ( الهام ) خانوم که به مناسبت تولد پدر گرامیشون این آهنگ رو درخواست کرده بود .....

نام فيلم : Sangam                   خواننده : Mukesh 
نام آهنگ : Bol Radha Bol            آهنگساز : Shankar Jaikishan
خواننده مرد
Mere man ki ganga, aur tere man ki jamuna ka ........................گنگای قلب من و جامنای قلب تو 
Bol Radha bol, sangam hoga ke nahin ....................بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
Arre bol Radha bol, sangam hoga ke nahin ............ بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
خواننده زن
Nahin, kabhi nahin  ........................................................................................ نه .... هرگز نه 
خواننده مرد
Kitni sadiyaan beet gayi hain ...................................................................چندین قرن گذشت تا 
Haai tujhe samjhaane mein ............................................تو متوجه بشی ( بتونم به تو بفهمونم  )
Mere jaisa dheerajwaala .............................................................................. آیا مثل من صبور
Hai koi aur zamaane mein .......................................................................... در دنیا وجود داره ؟
Dil ka badhta bojh kabhi kam hoga ke nahin باری که بر قلبم سنگینی میکنه زمانی کم میشه یا نه؟
Bol Radha bol, sangam hoga ke nahin  .................. بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
Mere man ki ganga, aur tere man ki jamuna ka.........................گنگای قلب من و جامنای قلب تو 
Bol Radha bol, sangam hoga ke nahin ................... بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
Arre bol Radha bol, sangam hoga ke nahin ............ بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
خواننده زن
Ha ha ha, jaa jaa ..................................................................... ( در حالی که میخندد ) برو برو 
خواننده مرد
Do nadiyon ka mel agar ............................................................ اگر پیوند و وصال دو رودخانه را ..
Itna paawan kehlaata hai ...................... میگویند که اینقدر مقدس است  ( اینقدر مقدس میدانند )
Kyoon na jahan do dil milte hain ................ پس چرا هر جایی که دو قلب (انسان)به وصال میرسند 
Swarg vahan bas jaata hai ....................................................... بهشت آنجا ساخته نمیشود ؟ 
Har mausam hai pyaar ka mausam hoga ke nahin ................. هر فصلی فصل عشقه ... مگه نه ؟
Bol Radha bol, sangam hoga ke nahin .................  بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
Mere man ki ganga, aur tere man ki jamuna ka .....................  گنگای قلب من و جامنای قلب تو 
Bol Radha bol, sangam hoga ke nahin .................. بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
Arre bol Radha bol, sangam hoga ke nahin ........... بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
خواننده زن
Nahin, nahin, nahin ....................................................................................... نه ، نه ، نه ...
خواننده مرد
Teri khaatir main tadpa yun..................................................... به خاطر تو من چنان پرپر میزنم   
Tarse dharti saawan ko ..........................................................  مثل زمینی که آرزوی باران دارد 
Radha Radha ek ratan hai ...................................................... رادا ( خودش ) یک گوهر با ارزشه
Saans ki aawan jaawan ko ........................... برای نفس کشیدن .. ( برای رفتن و بازگشتن نفس )
Patthar pighle dil tera nam hoga ke nahin ............................ سنگ نرم میشه ... قلب تو چطور ؟ 
Bol Radha bol, sangam hoga ke nahin ................... بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
Mere man ki ganga, aur tere man ki jamuna ka ...................... گنگای قلب من و جامنای قلب تو 
Bol Radha bol, sangam hoga ke nahin .................  بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید یا نه ؟
Arre bol Radha bol, sangam hoga ke nahin .................... بگو رادا ... بگو که به وصال خوهند رسید
خواننده زن
Jaao na kyoon sataate ho, hoga hoga hoga تو رو خدا برو  چرا منو اذیت میکنی ؟میشه میشه میشه 

 

راکش روشن میخواست فیلمی بسازه که توی اون 2 برادر نقشهای اصلی رو داشتند و انتخاب اول او سلمان خان بود و حالا او دنبال کسی بود که بتونه نقش برادر سلمان رو ایفا کنه برای این کار از همه بهتر سانجی دات بود که متاسفانه در زندان بسر میبرد وگرنه فیلم مال سانجو بود ، پس راکش روشن به سراغ کسی بود که تا حدودی شبیه سلمان باشد و به سراغ آجی دوگان رفت اما او بازی در این فیلم رو قبول نکرد و در همین هنگام بود که لوک خوش شانس ما خودش رو همانند یک قاشق نشسته انداخت وسط و با هزار ترفند این نقش رو گرفت .

این لوک خوش شانس ما که فکر میکرد دیگه خیلی مطرح شده و هرکاری که میخواد میتونه بکنه و مزه شهرت زیر دندونش رفته بود توی این فیلم سر ناسازگاری گذاشت و ادعا کرد که باید در تیتراژ فیلم یا اسمش اول نوشته بشه یا در کنار سلمان خان بصورت مشترک ولی سلمان انتظار داشت که چون پیشکسوت تره باید اسم اون اول نوشته بشه و همین قضیه باعث ایجاد برخی کدورتها شد که خب بعدها به ضرر لوک خوش شانس تموم شد چرا که همین قضیه باعث شد که لوک در 2 سال آینده 7 فیلم شکست خورده داشته باشه و در واقع مورد غضب قرار گرفته بود تا اینکه سلمان خوش قلب اعلام کرد که هیچ مشکلی با لوک خوش شانس نداره مثل سابق با اون دوسته (اینم یه شانس دیگه

 

 

کرینا کاپور یکی بهترین جوانان حال حاضر سینمای هند میباشد که با توجه به داشتن تمام خصوصیات لازم (استعداد ، زیبایی، استیل)برای یک بازیگر خوب و با توجه به خانواده ای که در آن متولد شده توانسته خود را در میان ستارگان سینمای هند بخوبی جای کند .

کرینا کاپور با فیلم Refujee در کنار آبیشک بچن که او هم اولین کار سینمایی خود را انجام میداد آغاز به کار کرد او در کارکتر یک دختر ساده به خوبی ارائه نقش کرد و نشان داد که میتواند خیلی بهتر از اینها باشد .

او بعدها نشان داد که در ارائه کارکتر دخترهای متمول و مغرور و تا حدی لوس بسیار موفق تر است .

از کارهای بسیار عالی کرینا میتوان به فیلمهای از قبيل    Refujee , Ajnabee , Mujhse Dosti Karogi , K3G , Main Prem Ki Diwaani Hoon اشاره کرد .

او در حال حاضر فیلم Fida را آماده نمایش دارد که در نقشی جدید ظاهر شده است . او در این فیلم به عنوان نقش منفی حاضر شده که مطمئنا میتواند نقطه مثیت دیگری در کارنامه او باشد .

اما در کارنامه هنری کرینا دو نقطه تاریک دیده میشود که خود او هم با پی بردن به این نقاط تاریک خود را از آنها کاملا دور کرده است .

1 – مسائل حاشیه ای که به خاطر غرور کرینا بوجود آمده بود و باعث ایجاد مشکلاتی برای او و سایرین شده بود که در حال حاضر خوشبختانه تمام این مسائل به فراموشی سپرده شده است (حتی مسئله ازدواج با آبیشک).

2 – دیگر نقطه تاریک کارنامه کرینا حضور در کنار توشار کاپور بود که اصلا در حد و اندازه های کرینا نبوده و نخواهد بود و شاید تنها کسی هم که از این قضیه متضرر شد خود کرینا بود (امیدواریم که دیگر بازی در کنار چنین بازیگرانی را قبول نکند).

بزرگترین بدشانسی : در حالی که کرینا در کنار ریتیک روشن زوج بسیار خوبی را تشکیل داده بودند و بنظر میرسید که میتوانند سالها در کنار هم به این همکاری ادامه دهند متاسفانه (البته برای کرینا) به ناگاه زوج موفق ریتیک-پریتی همه چیز را تغییر داد و تقریبا میتوان گفت که زوج ریتیک-کرینا را به فراموشی سپرد . اما کرینا بازیگری است که با توجه به استعدادهای ذاتی میتواند بدون ریتیک هم ستاره باشد و ستاره باقی بماند

کل فيلمهای مادهوری: اولين فيلم مادهوری ابودا نام دارد.اين فيلم ساخته راج شری است که در سال ۱۹۸۴ اکران شد.نه تنها از اين فيلم بلکه از سه فيلم بعد از آن هم مادهوری هيچ سودی نبرد.اولين فيلم قابل ذکر مادهوری حفاظت،ساخته پرياگ راج نام دارد.از اولين فيلم او گرفته تا فيلم ديوداس در سال ۲۰۰۲،در کل شصت و هفت فيلم از مادهوری اکران شده است که در دو فيلم دهاراوی و chote miya bade miya بصورت بازيگر مهمان حضور داشته است.بدون شک او را بهترين بازيگر زن دهه نود باليوود ميشه ناميد.او بعد از نوتن،بيشترين جايزه بهترين بازيگر را از جشنواره فيلم فر برده است.در حال حاضر او هيچ پروژه ای را در دست ندارد و گفته ميشود که پيشنهادهایی از طرف يش چوپرا و زويا اختر به او شده است که پذيرفته است.

بازيگران همکار مرد: از بازيگران نسل گذشته مثل ونود کنا،جيتندرا،رشی کپور،متهن گرفته تا بازيگران باتجربه حال حاضر انيل کپور،سنجی دت،گووندا،جيکی شرف،شاهرخ خان،سلمان خان،عامر خان و بازيگران نسل جديد مثل اکشی کنا و سمير سونی،مادهوری با سه نسل از بازيگران باليوود بازی کرده است.در کل مادهوری کنار ۲۹ بازيگر مرد ايفای نقش کرده است که با ۱۴ نفر از آنها فقط به تعداد يک فيلم بازی کرده است.

بيشترين قيلم: مادهوری از همه بيشتر در کنار انيل کپور ظاهر شده است،تعداد فيلمهای مشترک آنها ۱۵ فيلم ميباشد.بدون شک مادهوری در کنار انيل از همه بيشتر موفق بوده است.در رتبه دوم جيکی شرف به تعداد ۱۰ فيلم قرار دارد و بعد از آن سنجی دت بيشترين فيلم را در کنار او به تعداد ۸ فيلم بازی کرده است.از فيلمهای موفق آنها ساجن و کهل نايک را ميشه نام برد.بغير از اينها مادهوری با شاهرخ خان در ۶ فيلم بازی کرده است که بسيار موفق هم بوده است.بدين صورت او در کنار دو خان موفق ديگر باليوود،يعنی سلمان و عامر به ترتيب در ۴ و ۲ فيلم حضور داشته است.  

راجا کی آئيگی بارات اولين فيلمی ميباشد که رانی مکرجی در آن بازی کرده است و از آن موقع حدود شش سال ميگذرد و در اين مدت او در۲۲ فيلم حضور داشته است و با وجود ۱۳ فيلم ناموفق در پرونده خود در حال حاضر جزء پنج بازيگر برتر زن باليوود بشمار ميايد .شايد تعداد فيلمهای موفق رانی کم باشند ولی در عوض او با بازیگران بسيار موفقی همچون شاهرخ خان،عامر خان،سلمان خان،انيل کپور و ريتيک روشن بازی کرده است و با ثابت قدمی در باليوود ايستاده و اين نشانه با صلاحيت بودن او است.حالا میپردازيم به نظرات بازيگران مفابلش در مورد او.

سلمان خان: تعداد فيلمهای مشترک سلمان و رانی پنج فيلم است.در پرونده مشترک آنها هيچ فيلم موفقی ديده نمشود.کچ کچ هوتاهه تنها فيلم بسيار موفق مشترک اين دو است ولی سلمان و رانی هر دو در اين فيلم بازيگر مکمل بودند و هيچ صحنه مشترکی در فيلم بين ايندو نيست پس موفقيت فيلم را نميشه به حساب آنها گذاشت.هر دل جو پيار کريگا و چوری چوری چپکه چپکه دو فيلم از آنها هستند که در گيشه با فروشی متوسط روبرو شدند.بغير از اينها فيلمهای هيلو برادر و کهين پيار نه هوجاهه با ناکامی روبرو شدند.نظر سلمان در مورد رانی اين است: رانی در ابتدای بازيگريش کارش با اين سنجيدگی انجام نميداد که حالا انجام ميدهد.من فکر ميکنم او برای هر بازيگر زنی خطرناک شده.

گووندا: رانی کنار گووندا در سه فيلم ظاهر شده است ولی در بين آنها هيچ فيلم موفق بزرگی ديده نميشود و اين زوج نتوانست مثل زوج گووندا/کرشما موفق شود.اولين فيلم آنها hadh kardi aapne بود که با فروشی متوسط دست يافت.ولی بعد از آن پيار ديوانا هوتاهه و چلو عشق لدا ئين به بدترين وجه ممکن شکست خوردند.گووندا در مورد ناکامی فيلمهايش مقابل رانی ميگويد: دليل ناکامی اين فيلمها،نبودن داستان و فيلمنامه درست و حسابی بوده است و گرنه در بازی رانی شکی نيست.رانی يک خصلت خوب دارد و آن اينکه او مثل من هيچ وقت دنبال شماره يک بودن نيست

 

بوبی: رانی تا حالا در دو فيلم مقابل بوبی بازی کرده است و هر دو آنها فيلمهای پرتحرک و اکشن بودند بنابراين گنجايشی برای اجرای نقش از طرف رانی در اين فيلمها نيست. از اين فيلمها يکيش بادل است که متوسط فروش کرد و ديگری بيچهو است که ناکام شد و بعد از آن آنها مقابل هم قرار نگرفتند.بوبی ميگويد: در حقيقت رانی برای فيلمهای اکشن ساخته نشده و من فکر ميکنم نقشهای رومانتيک به رانی بيشتر مياد مثل نقشهايی که او در چلته چلته و ساتهيا اجرا

 

 

ريتيک روشن:  در فيلم mujhse dosti karoge رانی و ريتيک مقابل هم بازی ميکنند.اين فيلم بدليل نداشتن فيلمنامه خوب به ناکامی دچار شد.در فيلم کبهی خوشی و کبهی غم که آن دو حضور داشتند،رانی بازيگر مهمان بود.ريتيک معتقد است: رانی بازيگر خوش مزاجی است.درسته که ما ناکام شديم ولی کاميابی و ناکامی در باليوود خيلی ديده ميشود و فقط با يک شکست نميشه گفت که ما زوج سينمايی ناموفقی هستيم.من منتظر پروژه بعدی هستم که در کنار هم قرار بگيريم و موفقيت را در کنار هم تجربه کنيم

 


 

ابهيشک بچن: تنها فيلم مشترک اين دو بس اتنا سا خواب هه است که ناکام شد.داستان اين فيلم مثل داستان فيلم راجو بنگيا جنتل مين ميباشد.ابهيشک در مورد رانی اطهار ميکندکه:رانی در اين مدت کوتاه تجربه زيادی کسب کرده است.در مورد بازی،من چيزهای زيادی از او ياد گرفتم.او در زندگی عمومی خود خيلی آرام است ولی در دوران فيلمبرداری خيلی پر جنب و جوش ديده ميشود.  

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 15:12  توسط تاریشا  | 

Mon-Thu Episode Guide
1:00 PM Photogallery
7:00 PM (r) About the Show

Mon-Thu Episode Guide
1:30 PM Photogallery
About the Show

Mon-Thu About the show
2:00 PM Photogallery
Characters

Mon-Thu About the show
2:30 PM Photogallery
  Characters

Mon-Thu About the Show
7:30 PM Photogallery
8:00 AM (r) Contest

Mon-Thu About the show
8:00 PM Photogallery

Mon-Fri Episode Guide
8:30 PM Characters
12:30 PM (r) Photogallery

Mon-Thu About the show
9:00 PM Phtogallery
Downloads

Mon-Thu About the show
9:30 PM Characters
Episode Guide

Mon-Thu Episode Guide
10:00 PM Characters
Photogallery

Mon-Fri Episode Guide
10:30 PM Characters
3:00 PM (r) Photogallery

Mon-Fri Episode Guide
11:00 PM Characters
3:30 PM (r) Photogallery

Mon-Thu Episode Guide
11:30 PM Characters
4:00 PM (r) K Street Tarot

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 14:43  توسط تاریشا  | 

یک دوست معمولی هيچگاه نمي تواند گريه تو را ببيند.

يك دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر مي شود.

دوست معمولي اسم كوچك والدين تو را نمي داند.

دوست واقعي  شايد تلفن آنها را جايي داشته باشد.

دوست معمولي يك جعبه شكلات  براي مهماني تو مي آ ورد.

دوست واقعي  زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن ميماند.

دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت مي شود

دوست واقعي مي پرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري.

دوست معمولي دوست دارد به مشكلات تو گوش دهد.

دوست واقعي سعي در حل آن دارد.

يك دوست معمولي مثل يك مهمان عمل مي كند و منتظر مي ماند تا از او پذيرايي شود.

يك دوست واقعي  به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي مي كند.

دوست معمولي مي پندارد كه  دوستي شما  بعد از يك مرافعه تمام مي شود.

دوست واقعي  مي داند كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكمتر مي شود.

دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كرده اند با تو ميماند

این نوشته یکی از یادگاری های باارزش یه دوست خوبه که الان شدیدا جاش خالیه...

مهربون کوچولو! زود برگرد که منتظر نوشته های قشنگت هستم.

تابستونم داره کم کم از کوچه پس کوجه های شهر بساطشو جمع می کنه و من از الان غمگین پاییزی ام که هرگز دوسش نداشتم .

تابستون رفت و منو دلتنگ دریا باقی گذاشت،

من هنوز منتظر بهارم...،منتظر هیچکش.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 18:22  توسط تاریشا  | 

Pictures

Pictures from Siavash's Concert in Dubai, March 2005
Photo's Courtesy of Siavash Eftahkarian

 


Song: Javonayeh Irooni 2004©

Google Talk


انتظارها به پایان رسید و شرکت بزرگ گوگل پیام رسان خود را موسوم به Google Talk به صورت آزمایشی (Beta) منتشر کرد و برای دانلود در دسترس عموم قرار داد.
سرویس پیغام رسان گوگل با ظاهری بسیار زیبا و ساده ( مانند همه محصولات گوگل ) و با حجمی حدود 900 کیلوبایت بعد از پیغام رسانهای یاهو و MSN و برای رقابت با آنها،امروز از طرف شرکت بزرگ گوگل در دسترس عموم قرار گرفت. کاربران این پیغام رسان میتوانند به صورت نوشتاری و صوتی با یکدیگر ارتباط برقرار سازند، همینطور میتوانید جیمیلتان را چک کنید.

برای ورود به اکانت باید از Gmail استفاده کنید و آیدی دیگری لازم ندارد ولی در حال حاضر نسخه بتا است و باید برای نسخه نهایی آن امکاناتی مثل چت روم را انتظار داشت.در پایین لینکی برای ورود به صفحه دانلود این برنامه موجود است ولی هنوز برای سیستمهای Mac و Linux ارائه نشده.

منبع: تیم آبادان
لینک ورود به صفحه دانلود


در تاریخ August 24th, 2005 متعلق به بخش: اخبار, گوگل | No Comments » | لینک ثابت  



 

Desktop Search در IE7

امروز دوبار آپدیت کردم برای همین پستهای قبل هم بخونید. دیشب که Google Desktop Search 2 رو دانلود کردم به فکر این افتادم که قابلیت جستجوی Desktop Search رو به IE7 اضافه کنم همونطور که میدونید در IE7 یک قسمت وجود داره برای جستجو در موتورهای جستجو که به شکل روبروست و من Desktop Search رو بوسیله Registry بهش اضافه کردم تا کاربران راحتتر بتونن در کامپیوتر جستجو کنند، خب زیاد صحبت نمیکنم و میرم سر اصل مطلب لینک دانلودش پایین هست دانلود کنید و در خود فایل Zip یه راهنما برای نصبش هست بخونید و نصب کنید.
دانلود فایل


در تاریخ August 23rd, 2005 متعلق به بخش: اخبار, گوگل | 2 Comments » | لینک ثابت  



 

Download Accelerator Plus 7.509


Download Accelerator Plus یا همون DAP یک برنامه مدیریت دانلود است که سرعت سرعت دانلود را چند برابر میکند و استفاده از چند سرور راز موفقیت آن بود.

همچنین با قطع ارتباط از اینترنت و یا خاموش کردن کامپیوتر مقدار دانلود شده هنوز باقی میماند ( یعنی شما هیچ وقت زمان را از

 

 

Google Desktop Search 2

حدود یک ساعت پیش وبسایت گوگل اعلام به عرضه نسخه 2ی Desktop Search خود کرد .
همنطور که میدونید Desktop Search خلاقیتی از گوگل بود که بعد از اون شرکتهای یاهو و ماکروسافت نیز به ساخت آن پرداختند . Desktop Search میتواند در چند دقیقه به دنبال یک کلمه در تمام فایلهای نوشتاری شما بپردازد .
خصوصیت جدید این نسخه داشتن Sidebar است ، این Sidebar یک نوار ابزار در کنار دسکتاپ شماست که شما را قادر میسازد تا در عرض چند ثانیه و با سرعت بیشتر به جستجو بپردازید، همچنین این نسخه دارای “Outlook Toolbar” و “Quick Find” است.
کاربران میتوانند به اشکال Sidebar و Deskbar و Floating Deskbar استفاده کنند. Floating Deskbar یک پنجره کوچک به همراه یک دکمه است که کاربران میتوانند در هرجا بوسیله آن در کامپیوتر خود جستجو کنند.
Sidebar این برنامه از قسمتهایی تشکیل شده که در اینجا آنها را توضیح میدهیم:
News : در این قسمت آخرین اخبار قرار میگیرد که در حالت آنلاین این عمل صورت میگیرد و در حالت آفلاین کلمه Loading… نمایش داده میشود
WebClips : در اینجا نیز آخرین کلیپهای وب قرار خواهد گرفت.
Scratch Pad : در این مکان میتوانید یادداشتهای خود را قرار دهید به عنوان مثال در سایتی مطلب جالبی را میبینید آنرا در این مکان کپی میکنید تا سروقت آنرا بخوانید.
Photos : در این مکان عکسهای انتخابی شما به صورت SideShow نمایش داده میشود همچنین شما میتوانید آدرس پوشه های عکس خود را اضافه کنید.
Quick View : در این مکان آخرین فایلهایی که شما باز کردید نمایش داده میشود تا اگر شما خواستید دوباره آنها را باز کنید در دسترس باشند.
What’s Hot : در زمان اتصال شما به اینترنت در این مکان داغترین موضوعات و بحثهای موجود در اینترنت قرار خواهد گرفت.
Stocks : در زمانی که شما به اینترنت متصل هستید میتوانید در این مکان آخرین نرخ طلا، ارز، بورس را مشاهده کنید.
Weather : همانطور که از نام این قسمت معلوم است آب و هوای مناطق مختلف را به شما نمایش خواهد داد ( در زمان اتصال به اینترنت )
منبع : تیم آبادان
دانلود با حجم 1.3 مگ


در تاریخ August 22nd, 2005 متعلق به بخش: اخبار, گوگل | 1 Comment » | لینک ثابت  



 

Symantec به دنبال Sygate

شرکت Symantec ، سازنده آنتی ویروس معروف Norton در 16 آگوست خبر از قراردادی بین این شرکت و Sygate برای استفاده از تکنولوژی این شرکت داد. شرکت Sygate دارای یک تکنولوژی نو در ایمنی کامپیوتر است و Symantec به دنبال این تکنولوژی برای آنتی ویروس قدرتمندش است.
Sygate برنامه هایی میسازد که ایمنی کامپیوتر را از جهت اتصال به شبکه حفظ میکند و کار سخت افزارهایی که با شبکه ارتباط دارند را چک میکند.
با این قرار داد باید منتظر قدرتمندتر شدن آنتی ویروس Norton باشیم.
منبع : تیم آبادان
Symantec
Sygate


در تاریخ August 22nd, 2005 متعلق به بخش: اخبار, عمومی | No Comments » | لینک ثابت  



 

آسیبپذیری جدید IE

یک آسیبپذیری بحرانی و خیلی مهم در IE پیدا شده که بوسیله آن حمله کنندگان میتوانند کنترل کامپیوتر قربانی را در اختیار بگیرند و دستورات خود را بر روی کامپیوتر قربانی اعمال کنند. این آسیبپذیری که حدود 3.4 روز از پیداشدن آن میگزرد بوسیله یک حافظه فاسد در زمان معرفی فایل Msdds.dl میتواند مورد حمله قرارگیرد و تمام کنترل سیستم را در اختیار حمله کننده قرار دهد.
برنامه هایی که دارای این حفره امنیتی هستند عبارتند از: Microsoft Office XP SP3 , Microsoft Access 2002 SP3 , Microsoft Visual Studio 2002 , Internet Explorer 5,6 همچنین کاربران میتوانند با عمل کردن به دستورات ماکروسافت در این ضمینه سیستمشان را مقاوم تر سازند.
دستورات و هشدارهای ماکروسافت در این ضمینه
منبع : تیم آبادان


در تاریخ August 21st, 2005 متعلق به بخش: اخبار, ماکروسافت | No Comments » | لینک ثابت  



 

Samsung i730

یک گوشی موبایل و یک کامپیوتر همراه را با هم داشته باشید! این رویا نیست بلکه قابلیتی است که گوشی جدید سامسونگ با مدل i730 درخود گنجانده. قابلیتهای این گوشی بیشماره ولی در اینجا به مهمترین آنها اشاره خواهیم کرد. سیستم عامل این گوشی ویندو موبایل است و توانایی های زیادی در اتصال به اینترنت دارد، به عنوان مثال شما میتوانید بوسیله این گوشی ایمیلهایتان را چک کنید و ایمیل بفرستید و همینطور از سرویسهای ایمیل POP3 و IMAP

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 14:48  توسط تاریشا  | 

لاله اسكندري

اين زن حرف نمي زند 

لئوناردو دي كاپريو

هنرمندان

سايه روشن

اثيري

حديث فولادوند

نيكي كريمي

نيستان

ماني و ندا

هديه تهراني

صورتي

ملاقات با طوطي

سيندرلا

شام آخر

پاورچين

خاكستري

افتتاحيه جشنواره

ليلا حاتمي

محمد رضا گلزار

محمدرضا گلزار

يازده سپتامبر

ابراهيم حاتمي كيا

هانيه توسلي

امين حيايي

آناهيتا همتي

آرشيو (ميهمان)

   آرشيو (سينماي ايران)   |   آرشيو (سينماي جهان)    


+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 14:41  توسط تاریشا  |