انچنان همچو دريا موج زنم بر دلت كه بداني چقدر دوستت دارم

خداوند يک زندگي به تو داده که آنرا زندگي کنيد ، خود انگيخته و بدون الگو آنرا زندگي کن. برده و مقلد نباش.
خودت را دوست بدار، به خودت احترام بگذار و سعي کن همانطور که احساس ميکني زندگي کني.
و حتي اگر شکست بخوري ، راضي خواهي بود و با تقليد از ديگري ، حتي اگر پيروز شوي، در درون خالي خواهي بود و پوشالي .

اشناسم ... اميدم ... بهترينم ... عزيز ! ... مي خواهم به تو بگويم

انچنان همچو باران بر دل درياييت ببارم و ناب گردانم كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو دريا موج زنم بر دلت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو صدفي تو را كه حكم مرواريد برايم داري در بر بگيرم كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان خانه اي بنا كنم در كنج دلت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان پرسه زنم در حال و هوايت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو اسمان روشن كنم خانه ي دلت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو خورشيد درخشان كنم وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو مهتاب تابان كنم رويت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو سيمرغ پرواز كنم در روحت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو گل بشكفم در باغچه ي دلت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو خنده شادمان كنم دلت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو خاك ارام گيرم زير پايت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو شمع ذوب شوم به پايت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو پروانه طواف كنم گرد وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو فرهاد زيرورو كنم بيستون در راهت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان همچو مجنون گردم عاشق وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان جانم را گردانم 1000 بار فدايت كه بداني چقدر دوستت دارم

انچنان بيان كنم ان جمله را كه بداني چقدر دوستت دارم

و گويم گر 1000 بار هم بميرم باز مي گويم دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارممن می گم‌


انسانها مجموعه ای از خوبيها و بديها هستند

مهم اينه كه تو كدوم قسمت از وجودشون رو فعال می كنی


پس نگو
ديگران آدمهای بدی هستن

بگو
من بد برخورد كردم

 

يه يارو مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان هم مياد!!!

يه يارو ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!

يه ياروميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!





قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنین ، اول خدا بعدم شما...
HYPERLINK "http://www.avayeno.com/taranehha.php"HYPERLINK "http://www.avayeno.com/taranehha.php"


وقتی رفتی باز هوا بد شد
روزگار از بدی بدتر شد

وقتی رفنی آسمون تر شد
گریه ی ابرا بد ترشد
گلا پژمردن ، وای گلا مُردن
شاخه هاشون زیر پا خم شد
ابرا باریدن ، دلا پوسیدن
قفس قناری تنگ تر شد
این دلم مُرده ، دستمو خونده
صبح تا شب بهونه آورده
بی خبر مونده ، از همه رونده
قاصدک خبر نیاورده
دیگه برگرد یار ، دیگه بس کن یار
این دلم از غصه داغون شد

بی تو من خستم ، درها رو بستم
همه جا واسم یه زندون شد
وقتی رفتی باز هوا بد شد
روزگار از بدی بدتر شد
وقتی رفتی آسمون تر شد
گریه ی ابرا بد تر شد

دیگه برگرد یار ، دیگه بس کن یار
دل من از غصه داغون شدb
HYPERLINK "http://www.avayeno.com/taranehha.php"

دونم روزي ميياد،دلت به حالم مي سوزه

ديگه بازي دادنم،يه روز به پايون مي رسه

مي دوني خسته شدم،از اين همه غصّه و غم

ممكنه كاري كنم،كه بياره يه دنيا شرم

مي دونم شكايتام باز همه تكراري شدن

همه شون توي دلم،بدجوري موندگار شدن

مي دوني كه تا مييام،دردا برام عادت بشه

مي زني ساز ديگه ت شروع ميشه

مي دونم دنيا محلّ گذره

زندگي فقط يه ضرب المثله

مي دوني سارا يه بي جنبه شده

كاسه صبرش،پرِپيمونه شده

مي دونم دردا برا عزيزتراي بي گناس

مگه من كيَم،كه نقشم پرِ دردِ بي دواس

مي دوني؟كمك بكن،بسّه ديگه،خسته شدم

چي بگم؟منم يه مرغم،بال و پر بسته شدم

_____________________________________

پ.ن:با تشكر از كليه ي دوستاني كه لطف كردن و به كلبه ي محقر من سر زدن.ببخشيد اگه فرصت نميشه به تك تك تون سر بزنم ولي هميشه در ذهن و خاطرم ماندگاريد...

پ.1

عكس خالي ،نشسته روي ديوار

يه عمره كه خاليه،حرفي نداره انگار

توي دلش هميشه،حسرت يك عكس بوده

كه توي خود بگيره،نشون هر كس بده

باز ميرسه يه روزي،كه خسته و نا اميد

زل ميزنه به خورشيد،با چشماي تار‌ِنيم

لحظه هاي شفق رو ،يكي يكي ميشمره

يادش ميياد زندگي،همينجوري ميگذره

دلش ميخواد يه روزي،كسي بيادش از راه

تا توي اون بذاره،عكساي ناز و زيبا

عكساي يادگاري،كه حرف يك خاطره س

خاطره هاي شيرين،همش ولي فاصله س

فاصله اي كه تلخيش،خنده ها رو گرفته

خنده هاي قشنگو،تو روياها نوشته...

فدریکو گارسیا لورکل

کلماتت را که قدم زدم دانستم چرا خونی که از قلب و از پاهایم میگذردیکی است و چرا ساعت پنج گاهی تا ساعتها بعد در اتاقم می ماندمن فکر می کنم گلولهای که سمت تو شلیک شدلیوانی آب بود بر جنگلی که آتش گرفته است و سوختن درآتشی که تو بر پا می کنی لذتی است چون روشن کردن سیگار با خورشید

گناه
چه خوبست
گناهایمان پیدا نیست
چون مجبور بودیم
هر روز خودمان را تمیز بشوییم
شاید هم زیر باران زندگی کنیم
و یا دروغهایمان
شکل مان را عوض نمی کند
چون حتی یک لحظه همدیگر را به خاطر نمی آوریم
خدای مهربان سپاس

برای خرید اسب به مزرعه ای رفت و اسبی را نشان کرد و پرسید، "واه، چه اسب قشنگی است آن! از کدام نژاد است؟"

مزرعه دار گفت، "یک پالومینوPalomino است."

مرد گفت، "باشه، می خواهم آن را بخرم."

مزرعه دار پاسخ داد، "این را باید به شما بگویم آقا: صاحب این اسب قبلاٌ یک کشیش بوده. وقتی بخواهید راه بیفتد باید بگویی "شکر خدا" Good God ؛ و وقتی بخواهید بایستد باید بگویی "آمین"

خریدار گفت، "بگذار این اسب را امتحان کنم."

سوار شد و گفت، "شکر خدا" و اسب راه افتاد و به زودی چهارنعل در کوهستان می دوید. مرد مرتب می گفت، " شکر خدا، شکر خدا!" واسب واقعاٌ چهارنعل می تاخت. ناگهان به لب پرتگاهی رسیدند و مرد وحشت زده گفت، "هی! هی!" ولی اسب متوقف نمی شد و ناگهان یادش افتاد و گفت، "آمین!" و اسب درست بر لب پرتگاه عمیق ایستاد. مرد که از وحشت عرق کرده بود، دستی به پیشانی اش کشید و با احساس راحتی گفت، "شکر خدا!"

پرسیده ای، " آیا کاری هست که من انجام دهم تا خودم را به تو باز کنم؟"

فقط بگو "شکر خدا" و آنوقت همه چیز به خودی خود اتفاق می افتد!

 

در لحظه شادی، پروردگار را ستایش کن. حمد و سپاس مخصوص اوست و هیچ کس و هیچ چیز در مرتبه او شایسته ثنا نیست.
در لحظه سختی، فقط از خداوند کمک بخواه. او بهترین فریادرس است و همیشه با تو و در کنار توست.
در لحظه حیرانی و گمراهی، فقط خدا را جست و جو کن. او هدایت گر به سوی نعمت هاست. راه درست را از او بخواه چرا که تنها او از پیدا و نهان باخبر است.
در لحظه آرامش، معبود را مناجات کن. او تنها اجابت کننده دعاهاست. برای همه دعا کن به خصوص برای کسانی که در حقشان بدی کرده ای و همینطور برای کسانی که با تو مشکل دارند و در آخر، برای خواسته های خودت دعا کن، او همه را گوش می دهد.
در لحظه نا امیدی، امیدت به خدا باشد. او امید ناامیدان است و همیشه به یاد داشته باش که "این نیز بگذرد."
در لحظه تنهایی، پروردگار را صدا بزن. او هیچ وقت بنده اش را تنها نمی گذارد. همین الان می توانی حضورش را در کنارت حس کنی. فقط کافی است صدایش بزنی. او تنها یار تنهایی هاست.
در لحظه نیاز، حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب کن زیرا "نتیجه طلب از خلق اگر روا شود منت است و اگر نه ذلت، در حالی که طلب از او اگر برآورده شود نعمت است و اگر نه حکمت." و به خاطر داشته باش که او بی نیاز مطلق است.
در لحظه های دردناک، به خداوند اعتماد کن. او بهترین معتمد است و هرگز پشت تو را خالی نمی کند. برای هر دردی درمانی اندیشیده است.
در لحظه موفقیت، از خدا فزونی ایمان بخواه و بدان که این مرحله نیز پایان راه نیست بلکه آغازی است برای برداشتن گام های بعدی. در هر قدم بر ایمان خود بیفزا.
در لحظه دلشکستگی، دلت را به خدا بده. او بهترین مونس است، همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند.
در لحظه عاشقی، خالق عشق را در نظر داشته باش. باید از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید.
در لحظه نگرانی و دلواپسی، از ذکرش غافل نشو چون "یاد خدا آرام بخش دل هاست." همه چیز در حیطه قدرت و کنترل اوست. پس توکلت فقط به خدا باشد. کارها را به او بسپار تا زمان انتظار به آخر رسد.
در لحظه پیروزی، از معبود، تواضع و فروتنی طلب کن. از غرور بپرهیز که بزرگ ترین اشتباه است.
در لحظه شکست، مطمئن باش خداوند دست تو را گرفته است و نمی گذارد زمین بخوری مگر آن که خودت دست او را رها کنی. هر شکستی باید مقدمه ای برای پیروزی باشد.
در لحظه ضعف و ناتوانی، از قادر مطلق توانایی بخواه. هیچ چیز برای او غیر ممکن نیست.
در لحظه کار، به خدا تکیه کن. او محکم ترین تکیه گاه و پشتیبان است. هر کاری را با نام او شروع کن. بکوش، پشتکار داشته باش، سپس همه چیز را به خدا واگذار کن. کسی که خود حرکت می کند، خداوند به او برکت می دهد.
در لحظه تاریکی، با نور کلامش دلت را روشن کن و آن را مایه برکت و روشنایی زندگی خود قرار بده.
در لحظه پریشانی، به خداوند پناه ببر که او امن ترین پناهگاه است.
در لحظه دلتنگی، با معبود خود راز و نیاز کن. او دانای اسرار نهان و محرم رازهاست.
همیشه و در هر حال پروردگار را با صدای آرام و با احترام بخوان. او قدرت و ظرفیت انجام هر کاری را دارد. توجه ات را از خود و خلق برداشته و به وی معطوف کن. خداوند تو را عاشقانه، بدون هیچ قید و شرطی دوست می دارد و هیچ چیز نمی تواند از شدت این عشق بکاهد. او در لحظه های خواب و بیداری، اضطراب و آرامش، کار و تفریح و خلاصه در هر موقعیت و شرایطی مراقب تو و لطفش شامل حالت است. به معبود بیندیش، ایمانت را محکم کن و از او آمرزش بخواه. همه چیز درست می شود. *

روزگار،به من آموخت به هر چه دل می بندی باید همسنگش،توان دل کندن را
نیز داشته باشی.
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به
ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه : دوستش داري

 

روزگار،به من آموخت به هر چه دل می بندی باید همسنگش،ت

روزگار،به من آموخت به هر چه دل می بندی باید همسنگش،ت



گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.
گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.
گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.
گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.
گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.
گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟
نه!فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو.

 

به ديدارم بيا هر شب

در اين تنهايي تنها و تاريك خدا مانند

دلم تنگ است.

بيا اي روشن اي روشن تر از لبخند.

شبم را روز كن در زير سرپوش سياهيها

دلم تنگ است.

زندگی انقدر سخت و مرگ انقدر دشوار نیست که ادمی شرف خود را بفروشید

وان دل کندن

 

شاید می فهمم

اینکه را انسان

کوچک بماند بهتر است

به دنیا نیاید بهتر است

کارتاژ میگه:

میتوان یک تنه تمام هستی را بر دوش کشیدآهنگ غوغای ستارگان!

با صدای پروین

وقتی اینو گوش میدم انگار گلوم داره از بغض میترکه!

وقتی اولش شروع میشه انگار یکی دلمو چنگ میزنه. به معنیه واقعی چنگ زدن!

خودم خوب میدونم یاد چی میفتم!

دوست دارم

دوست ندارم

دوست دارم

دوست ندارم

...

پ.ن: برای هزارمین بار میگم! من بدم میاد از خاطرات!

یه پ.ن. دیگه:باز من به یه چیز گیر دادم...خدا به دادم برسه!

+ نوشته شده در جمعه 18 فروردين1385ساعت توسط Brightness | 22 نظر

 

 

نمیدونم!

صدای کلاغ میاد !

مگه بهار نیس؟!!

انگار پائیزه !

پ.ن:خب چه ربطی به کلاغ بیچاره داره تو هم !!!

+ نوشته شده در دوشنبه 14 فروردين1385ساعت توسط Brightness | 31 نظر

 

 

یه لیوان صورتی داشتم

یه سه چار سالی میشد که با هم زندگی میکردیم

همین نیم ساعت پیش افتاد شکست!

ناراحتم!

پ.ن:یه لنگه دیگه ازش دارم ولی برام مثل اون که نمیشه !!

+ نوشته شده در سه شنبه 8 فروردين1385ساعت توسط Brightness | 33 نظر

 

 

یه فیلم سازه درجه یکه فرانسوی میگه که :

«فیلم سازی بهترین و شیرین ترین کار دنیاست.رویاهایتان را برای دیگران تعریف میکنید و تهیه کننده ها

به شما پول میدهند و مهمتر از آن ، مردم هم برای دیدن این رویاها پول پرداخت میکنند،بلیت میخرند و

در رویای شما شریک میشوند.»

تو همین چند لحظه که اینو داشتم میخوندم و مینوشتم یکدفعه هوس کردم برم کارگردانی فیلمسازی

چیزی بشم!

خب! شدی... رویات چیه که بخوایی بسازیش؟

هان؟...نمیدونم!!

اگه الان یه رویایی چیزی داشتم هم میتونستم کارگردان بشم هم یه هدفی(!) داشتم!

میگن پیتر جکسون از همون بچگی رویایی مثل فیلم «کینگ کنگ» رو تو سرش داشته! اصن واسه

همین که روزی این فیلمو بسازه کارگردان شده!!

پ.ن:هـــــــــــــــــــــــــــــی روزگار!! من کجای کارم؟

آهان! پ.ن بعدی : اسم اون کارگردانه درجه یکه فرانسویه چیز بوده ... فرانسوا تروفو !(ها؟ چی؟..خودم

هم نمیشناسمش!)

+ نوشته شده در شنبه 5 فروردين1385ساعت توسط Brightness | 13 نظر

 

 

شب

خودی تر شد

نمیدانم!

ولی خیلی ...خیلی...خیلی کم طاقت شده ام. با کوچکترین حرفی ناراحت میشوم.با کوچکترین حرفی

تپش قلبم بیشتر میشود.

بغض دارم! ولی هرچه گریه میکنم خالی نمیشود و مثل یه سیب تو گلویم گیر کرده!

احساس میکنم توقعم بالا رفته ولی وقتی فکر میکنم میبینم هر توقعی اگه دارم حقم هست و

انتظار بی جایی ندارم!

آره!

قبول دارم . خیلی هم قبول دارم که من لوس هستم. وقتی برادرم یا تو این را به من میگفتید ناراحت

میشدم ولی الان باور دارم که هستم.

مهم نیست!

باید عادت کنم.

باید بی توجه شوم!

+ نوشته شده در جمعه 26 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 32 نظر

 

 

من

این لحظه اوج

این بلندای فشفشه را

به هیچ چیز نخواهم داد

نخواهم...

+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 29 نظر

 

 

وقتی که خشک میشود حرفی در گلویت

بغضی

نیست راهی برای کشیدن نفس

نم زده است

خیابان را

و من

و

تمام رنجهایی که نکشیده ام

و می زندم

نم

نم

کاش نزدیکتر بودی

و

می شنیدی

آنچه ر ا که من

نخوانده ام

برای تو !

شنبه ـ ۲۰ اسفند ِ هشتادُ چار ـ ساعت دَهو سی و سه دقیقه.

+ نوشته شده در شنبه 20 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 21 نظر

 

 

با تو دلم

یه آسمونه روشن

با تو دلم

پر از گل ستاره

نگاه تو

دمیدن ستاره

نگاه من

غروب روی شیشه

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 12 نظر

 

 

جان

بر

جانم

بند میبازم

به محبس میروم

به انفرادی

که

شاید ریخت اشکی

امروز هنوز از راه نرسیده

ولی

خاطره اش به من رسیده

آوار شده بر سرم

بر دلم

چیزیست

داغ

تبدار

درد

هر رگم بلند گوی

فریادی

چه شبی از

خنده ام

از

گریه ام

می روم

اما چه سودکه

نا توانم

از

ربودنت

انگار

که

توبه ام کرده باشی!

دوری ها دور تر میشود

و

گودیها گودتر

حالاست

که

از داربست ایام فرو ریزم

به محبس میروم

به انفرادی

همیشه

و

هنوز

مینویسم

شعری

چنباتمه میزنم

در گوشه ای از

کاغذ!

جان

بر

جانم

بند میبازم

بند بازم

تر دستم

بازیچه ام!

پ.ن:امشب همینجور فقط میخواستم شعرو ادامه بدم...هی بنویسم دنبالشو...فقط اینو بگم که به

همینجا ختم نمیشد!

+ نوشته شده در دوشنبه 15 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 11 نظر

 

 

من حالم خوب است!

فکر میکردم این بی حوصلگی مثل قدیما بعد از سه یا چار روز یا نهایت یک هفته تموم بشه و بعد میرم

باز سر جای خودم.ولی مثل اینکه تمومی نداره!

الان داشتم حیات(حیاط)(؟) رو میشستم! یاد بچگی هام افتادم که رضا چه وسواسی داشت و من فقط

واسه بازی و شیطنت شلنگ آب رو میگرفتم و اون طفلک باید برگای خشک رو جارو میکرد!

ولی الان فقط برای یه لحظه بی خیالی! نگام به پنجره ات میفته...پرده هات کیپه کیپه!

آب رو که به نرده ها میگیرم پرده رو کنار نمیزنی! نیستی!

باز هم آقا (بابا بزرگم) بنفشه کاشته تو باغچه.به مناسبت بهار!

مامان پریسا (مامان بزرگم) هم همش داره صلوات میده!

هوا اینجا خیلی گرفته س! هوای خونمون هم خیلی گرفته س!

نمیدونم چی شد که همه چی یه دفعه به هم خورد!

منم الان اینجام!تو اتاق تو! ابی هم داره برام میخونه:

غبار پشت شیشه میگه رفتی.ولی هنوز دلم طاقت نداره!

این یعنی خودِ خودِ طوفان!

نه!آرامش ِ بعد از طوفان نیست.همان آرامش «در» طوفان ست.همان طوفانی که حالا حالاها قصد

تمام شدن ندارد.همان طوفانی که باید به بودنش کم کم عادت کنیم.همان طوفانی که کم کم محو

میشود.ناپدید!ولی تمام نمیشود.هست.همان طوفانی که هنوز هم میشود پنجره را باز گذاشت

و کمی نفس کشید!

لذت بخش است.

چشم را دوختن به دست خداوند لذت بخش است.همان دستانی که حاضرم خودم هر لحظه

یشورم اش!

تا حالا چیزی را انقدر به امان خدا نسپرده بودم که انقدر از در امان بودنش اش اطمینان داشته باشم.

این همان آرامش در طوفان ست.حتی از خود آرامش خالی لذت بخش تر ست.

خدای بزرگم!تو با من هستی.

پ.ن(برای یک نفر): اوهوم! این را هم میدانم که «تو» را خدا به من داده.از تو هم آنقدر ممنونم که

....(در گوش ات یواشکی میخوانم):«دوستت دارم

 

 

میتوان یک تنه تمام هستی را بر دوش کشیدآهنگ غوغای ستارگان!

با صدای پروین

وقتی اینو گوش میدم انگار گلوم داره از بغض میترکه!

وقتی اولش شروع میشه انگار یکی دلمو چنگ میزنه. به معنیه واقعی چنگ زدن!

خودم خوب میدونم یاد چی میفتم!

دوست دارم

دوست ندارم

دوست دارم

دوست ندارم

...

پ.ن: برای هزارمین بار میگم! من بدم میاد از خاطرات!

یه پ.ن. دیگه:باز من به یه چیز گیر دادم...خدا به دادم برسه!

+ نوشته شده در جمعه 18 فروردين1385ساعت توسط Brightness | 22 نظر

 

 

نمیدونم!

صدای کلاغ میاد !

مگه بهار نیس؟!!

انگار پائیزه !

پ.ن:خب چه ربطی به کلاغ بیچاره داره تو هم !!!

+ نوشته شده در دوشنبه 14 فروردين1385ساعت توسط Brightness | 31 نظر

 

 

یه لیوان صورتی داشتم

یه سه چار سالی میشد که با هم زندگی میکردیم

همین نیم ساعت پیش افتاد شکست!

ناراحتم!

پ.ن:یه لنگه دیگه ازش دارم ولی برام مثل اون که نمیشه !!

+ نوشته شده در سه شنبه 8 فروردين1385ساعت توسط Brightness | 33 نظر

 

 

یه فیلم سازه درجه یکه فرانسوی میگه که :

«فیلم سازی بهترین و شیرین ترین کار دنیاست.رویاهایتان را برای دیگران تعریف میکنید و تهیه کننده ها

به شما پول میدهند و مهمتر از آن ، مردم هم برای دیدن این رویاها پول پرداخت میکنند،بلیت میخرند و

در رویای شما شریک میشوند.»

تو همین چند لحظه که اینو داشتم میخوندم و مینوشتم یکدفعه هوس کردم برم کارگردانی فیلمسازی

چیزی بشم!

خب! شدی... رویات چیه که بخوایی بسازیش؟

هان؟...نمیدونم!!

اگه الان یه رویایی چیزی داشتم هم میتونستم کارگردان بشم هم یه هدفی(!) داشتم!

میگن پیتر جکسون از همون بچگی رویایی مثل فیلم «کینگ کنگ» رو تو سرش داشته! اصن واسه

همین که روزی این فیلمو بسازه کارگردان شده!!

پ.ن:هـــــــــــــــــــــــــــــی روزگار!! من کجای کارم؟

آهان! پ.ن بعدی : اسم اون کارگردانه درجه یکه فرانسویه چیز بوده ... فرانسوا تروفو !(ها؟ چی؟..خودم

هم نمیشناسمش!)

+ نوشته شده در شنبه 5 فروردين1385ساعت توسط Brightness | 13 نظر

 

 

شب

خودی تر شد

نمیدانم!

ولی خیلی ...خیلی...خیلی کم طاقت شده ام. با کوچکترین حرفی ناراحت میشوم.با کوچکترین حرفی

تپش قلبم بیشتر میشود.

بغض دارم! ولی هرچه گریه میکنم خالی نمیشود و مثل یه سیب تو گلویم گیر کرده!

احساس میکنم توقعم بالا رفته ولی وقتی فکر میکنم میبینم هر توقعی اگه دارم حقم هست و

انتظار بی جایی ندارم!

آره!

قبول دارم . خیلی هم قبول دارم که من لوس هستم. وقتی برادرم یا تو این را به من میگفتید ناراحت

میشدم ولی الان باور دارم که هستم.

مهم نیست!

باید عادت کنم.

باید بی توجه شوم!

+ نوشته شده در جمعه 26 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 32 نظر

 

 

من

این لحظه اوج

این بلندای فشفشه را

به هیچ چیز نخواهم داد

نخواهم...

+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 29 نظر

 

 

وقتی که خشک میشود حرفی در گلویت

بغضی

نیست راهی برای کشیدن نفس

نم زده است

خیابان را

و من

و

تمام رنجهایی که نکشیده ام

و می زندم

نم

نم

کاش نزدیکتر بودی

و

می شنیدی

آنچه ر ا که من

نخوانده ام

برای تو !

شنبه ـ ۲۰ اسفند ِ هشتادُ چار ـ ساعت دَهو سی و سه دقیقه.

+ نوشته شده در شنبه 20 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 21 نظر

 

 

با تو دلم

یه آسمونه روشن

با تو دلم

پر از گل ستاره

نگاه تو

دمیدن ستاره

نگاه من

غروب روی شیشه

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 12 نظر

 

 

جان

بر

جانم

بند میبازم

به محبس میروم

به انفرادی

که

شاید ریخت اشکی

امروز هنوز از راه نرسیده

ولی

خاطره اش به من رسیده

آوار شده بر سرم

بر دلم

چیزیست

داغ

تبدار

درد

هر رگم بلند گوی

فریادی

چه شبی از

خنده ام

از

گریه ام

می روم

اما چه سودکه

نا توانم

از

ربودنت

انگار

که

توبه ام کرده باشی!

دوری ها دور تر میشود

و

گودیها گودتر

حالاست

که

از داربست ایام فرو ریزم

به محبس میروم

به انفرادی

همیشه

و

هنوز

مینویسم

شعری

چنباتمه میزنم

در گوشه ای از

کاغذ!

جان

بر

جانم

بند میبازم

بند بازم

تر دستم

بازیچه ام!

پ.ن:امشب همینجور فقط میخواستم شعرو ادامه بدم...هی بنویسم دنبالشو...فقط اینو بگم که به

همینجا ختم نمیشد!

+ نوشته شده در دوشنبه 15 اسفند1384ساعت توسط Brightness | 11 نظر

 

 

من حالم خوب است!

فکر میکردم این بی حوصلگی مثل قدیما بعد از سه یا چار روز یا نهایت یک هفته تموم بشه و بعد میرم

باز سر جای خودم.ولی مثل اینکه تمومی نداره!

الان داشتم حیات(حیاط)(؟) رو میشستم! یاد بچگی هام افتادم که رضا چه وسواسی داشت و من فقط

واسه بازی و شیطنت شلنگ آب رو میگرفتم و اون طفلک باید برگای خشک رو جارو میکرد!

ولی الان فقط برای یه لحظه بی خیالی! نگام به پنجره ات میفته...پرده هات کیپه کیپه!

آب رو که به نرده ها میگیرم پرده رو کنار نمیزنی! نیستی!

باز هم آقا (بابا بزرگم) بنفشه کاشته تو باغچه.به مناسبت بهار!

مامان پریسا (مامان بزرگم) هم همش داره صلوات میده!

هوا اینجا خیلی گرفته س! هوای خونمون هم خیلی گرفته س!

نمیدونم چی شد که همه چی یه دفعه به هم خورد!

منم الان اینجام!تو اتاق تو! ابی هم داره برام میخونه:

غبار پشت شیشه میگه رفتی.ولی هنوز دلم طاقت نداره!

این یعنی خودِ خودِ طوفان!

نه!آرامش ِ بعد از طوفان نیست.همان آرامش «در» طوفان ست.همان طوفانی که حالا حالاها قصد

تمام شدن ندارد.همان طوفانی که باید به بودنش کم کم عادت کنیم.همان طوفانی که کم کم محو

میشود.ناپدید!ولی تمام نمیشود.هست.همان طوفانی که هنوز هم میشود پنجره را باز گذاشت

و کمی نفس کشید!

لذت بخش است.

چشم را دوختن به دست خداوند لذت بخش است.همان دستانی که حاضرم خودم هر لحظه

یشورم اش!

تا حالا چیزی را انقدر به امان خدا نسپرده بودم که انقدر از در امان بودنش اش اطمینان داشته باشم.

این همان آرامش در طوفان ست.حتی از خود آرامش خالی لذت بخش تر ست.

خدای بزرگم!تو با من هستی.

پ.ن(برای یک نفر): اوهوم! این را هم میدانم که «تو» را خدا به من داده.از تو هم آنقدر ممنونم که

....(در گوش ات یواشکی میخوانم):«دوستت دارم

 

ایران سرزمین تقدس های زنانه ايران سرزمين تقدس هاي زنانه است، در جاي جاي اين سرزمين زيارتگاه ها و مكان هاي مقدسي وجود دارد كه ويژه زنان است. اين مكان ها اغلب نام هاي «بي بي»، «خاتون» و «بانو» دارند و تا حدود يك قرن پيش مردان اجازه ورود به داخل حرم و حريم آنها را نداشتند. اين ممنوعيت چنان شديد بود كه حتي زن حامله به لحاظ اين كه شايد فرزند پسر در شكم داشته باشد، مجاز به ورود به چنين زيارتگاهي نبود. بسياري از پژوهشگران، اين اماكن زيارتي را متعلق به آناهيتا مي دانند. «آناهيتا» (آناهید) ايزد بانوي آب ها، چنان که در اساطیر آمده است، الهه اي شكوهمند و پرشوكت است كه در جنگ ها، پيروزي مي بخشد و زهدان زنان و نطفه مردان را پاك مي كند و رمه و گله را فزوني مي دهد. در تنديس هايي كه از او بر جاي مانده، آناهيتا دوشيزه اي است جوان، خوش اندام و بالا بلند و جامه اي سپيد و زرين در بر دارد كه كمربندي تنگ در ميان بسته. بازوانش سپيد و برهنه است و ستبر همچون شانه اسبي درخشان او سوار بر گردونه خويش، مهار چهار اسب يكرنگ و يك اندازه را در دست دارد. با چنين پوشش و چنان سيما، او از بلندترين نقطه آسمان با نيايش پارسايان و مومنان خويش به سوي زمين مي شتابد و سراسر كشور از پرتو او از خوشي و نعمت و ثروت برخوردار مي شود. Posted by Linkdoni at 06:57 PM :: چالوس تا دوماه دیگه بسته می ماند مسؤولان وزارت راه و ترابرى، زمان بازگشايى محور چالوس را اول شهريورماه اعلام كردند. در منطقه هفت برادران حدود نيمى از جاده در اثر سقوط سنگهاى حجيم فروريخته و از بين رفته است. در اين زمينه مهندسان و كارشناسان در تلاشند تا نيمه از بين رفته جاده را با بتن به كوه متصل نمايند. اين اقدام نياز به عمليات قالب بندى، آرماتور بندى و بتن ريزى دارد. Posted by Linkdoni at 03:30 AM :: روزنامه "جمهوریت" 14 تیرماه به مناسبت "روز قلم " منتشر می شود خرمی مقدم مدیر مسئول جمهوریت: رویکرد اصلی جمهوریت رویکردی اجتماعی بوده و در نگاه به تمامی مسائل جامعه و سیاسی نیز رویکرد اجتماعی، محور اصلی خواهد بود . صاحب امتیاز این روزنامه افزود: روش جمهوریت معتدل و در چارچوب قانون خواهد بود .
گفتنی است این روزنامه زیر نظر شورای سردبیری اداره شده و در 16 صفحه رنگی صبح یکشنبه بر پیشخوان روزنامه فروشی ها خواهد بود. (البته برخلاف توضیحات مدیرمسئول جمهوریت شایعه شده که جمهوریت می آید تا بسته شود) Posted by Linkdoni at 03:05 AM :: خسارت اتومبيل هايي كه در اثر زلزله خسارت ديده اند ، پرداخت مي شود با توجه به اينكه خسارت هاي وارد شده به اتومبيل ها دراثر حوادث طبيعي نظير زلزله و سيل به طور معمول در بيمه نامه هاي بدنه تحت پوشش قرار نمي گيرد ، بيمه آسيا به منظور حمايت از آسيب ديدگان اين حادثه استثنائا اين خسارتها را پرداخت مي كند. Posted by Linkdoni at 03:01 AM :: حجم شكايات از ناجا در زمينه ضرب و شتم افزايش يافت در سال جاري حجم تخلفات پرسنل ناجا و ارتشاء شديدا كاهش ولي حجم شكايات در زمينه ضرب و شتم افزايش يافته است كه دليل اين امر هم اجراي طرحهاي انضباط اجتماعي در شهرهاست. همچنین باید اضافه شود که در سال گذشته 955 نفر از مأموران نيروي انتظامي به دليل ارتشا از خدمت منفصل شدند و در اين مدت همچنين 36 هزار نفر به دليل رد رشوه تشويق شدند. Posted by Linkdoni at 02:57 AM :: مصرف 3 بار هروئين ، از انسان يك معتاد دائمي مي سازد هروئين خطرناك ترين ماده مخدر است و افراد را به طوركامل نابوده كرده و ضريب ترك آن نيز بسيار پايين است و فقط مصرف سه بار هرويين كافي است تا فرد به يك معتاد دايمي تبديل شود . Posted by Linkdoni at 02:52 AM :: عمر لاستيك‌هاي خودرو با تنظيم به موقع فشار باد افزايش مي‌يابد لاستيك‌هاي خودرو در هر ماه بطور طبيعي يك درجه PSI باد كم مي‌كنند بنابراين به توصيه كارشناسان دست كم بايد در هر ماه يك‌بار باد آنها را تنظيم كرد. بر اساس بررسي‌هاي به عمل آمده كم بودن باد لاستيك‌ها باعث افزايش مصرف سوخت خودرو نيز مي‌شود، چرا كه هنگامي كه باد لاستيك كم باشد سطح تماس لاستيك با زمين بيشتر شده و مقاومت غلطشي و اصطحكاك آن نيز افزايش و در نتيجه خودرو براي حركت بايد سوخت بيشترين مصرف كند.

بریتنی اسپرز" بعد از جنجالهای فراوان برای بار دوم ازدواج کرد بریتنی 22 ساله بعد از ازدواج دو روزه اش حالا برای دومین بار با کوین از اعضای گروه رقص خود ازدواج کرد. (بریتنی اسپرز درحال نشان دادن حلقه ازدواجش با کوین به خبرنگار از داخل آپارتمان شخصی اش در سانتا مونیکا می باشدقیمت مارکهای معروف عینک آفتابی (این روزها از طرف پزشکان توصیه شده به علت شدت آفتاب در تابستان حتما بین ساعتهای 10 صبح تا 2 بعد از ظهر از عینکهای آفتابی با رنگهای قهوه ای ، سبز و خاکستری استفاده نمایید)

کاپوچینو سه رقمی شد ماجرای تشکیل کاپوچینو به قلم اولین سردبیر اولین نشریه اینترنتی. (100 تا شماره گذشت آخر من نفهمیدم کاپوچینو درسته یا کاپاچینو!)
تبریک بخاطر صدمین شماره کاپاچینو
:: منزلت اجتماعی بر طول عمر تاثير می گذارد؟ کسانی که دارای درجه دکترا هستند از کسانی که فوق ليسانس دارند بيشتر زندگی می کنند. عمر کسانی که فوق ليسانس دارند بيشتر از کسانی که ليسانس دارند و به همين ترتيب عمر کسانی که ليسانس دارند از کسانی که زود مدرسه را ترک کرده اند بيشتر است. به همين شکل، هنرپيشه های برنده جايزه اسکار به طور متوسط سه سال بيش از کسانی که نامزد اسکار شده اما آن را نبرده اند زندگی می کنند.
شواهد در اين زمينه تکان دهنده است و نشان می دهد که موقعيت اجتماعی هرچه بالاتر باشد انسان سالم تر است. کسانی که در راس سلسله مراتب اجتماعی هستند بيشتر عمر خواهند کرد. همچنین منزلت اجتماعی احتمالا حتی از رژيم غذايی و مراقبت های بهداشتی نيز مهم تر است.

:: تصاويري تاريخي از آرشيو بي‌بي‌سي براي اولين بار بر روي اينترنت قرار گرفت گالري بي‌بي‌سي دسترسي مستقيم اينترنتي به بيش از ده هزار كليپ و تصوير را فراهم ساخته است. گفتني است برخي از تصاوير اين آرشيو از جمله عروسي پرنس چارلز باديانا اسپسنر قابل خريداري هستند. لازم به ذكر است قطعاتي از برنامه‌هايي همچون سياره آبي و همگام با دايناسورها نيز در اين آرشيو موجود است.
اين آرشيو همچنين بيش از 700 هزار ساعت از وقايعي تاريخي همچون ترور جان اف‌كندي و حمله 11 سپتامبر را نيز در بر م

:: ثبت محبوبترین داستان عاشقانه چین در یونسکو در این داستان که "عاشقان پرواز" نام دارد ، عاشق و معشوقی است که از ترس تهمت و افتراء مردم مرگ را در آغوش گرفتند و سپس به صورت پروانه درآمدند و هر دو یکی شدند. هنوز هم وقتی یک فرد سالخورده چینی این داستان را برای دیگران تعریف می کند اشک در چشمانش حلقه می زند.

 

 

قاب عكس خالي ،نشسته روي ديوار

يه عمره كه خاليه،حرفي نداره انگار

توي دلش هميشه،حسرت يك عكس بوده

كه توي خود بگيره،نشون هر كس بده

باز ميرسه يه روزي،كه خسته و نا اميد

زل ميزنه به خورشيد،با چشماي تار‌ِنيم

لحظه هاي شفق رو ،يكي يكي ميشمره

يادش ميياد زندگي،همينجوري ميگذره

دلش ميخواد يه روزي،كسي بيادش از راه

تا توي اون بذاره،عكساي ناز و زيبا

عكساي يادگاري،كه حرف يك خاطره س

خاطره هاي شيرين،همش ولي فاصله س

فاصله اي كه تلخيش،خنده ها رو گرفته

خنده هاي قشنگو،تو روياها نوشته...

من امشب،تيرگي ها را كناري مي نهم

خواب چشمان شقايق را به بازي مي دهم

مي شوم مهمان اخترهاي شب

در كنار گوي سيمين رنگ شهر

خنده خنده،پايكوبان،مستِ مست

شور و سرمستي درون ،قلبم نشست

مي دهم بر باد هر چه درد و كين

مي زنم فرياد:عشق و مرگ و دين

مي كشم طرحي به رنگ آسمان

روي لوح تيره‌ ء قلب خزان

گِردِ گردوني بدون ابر تار

تا نبارد در دل غمگين و زار

زنده گردد باغ بي برگ و تباه

با مددهاي فروغ شمس و ماه

متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است. امروزه برخی از کانال های تلویزیونی مانند REALITY TV درمورداین موضوع برنامه های متعددی دارند اما براستی چرا برخی از مردان خیانت می کنند؟

همه مردان تا حدی می دانند که خیانت کار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اکثر آنها حتی فکر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می شوند. در ادامه 10 دلیل اصلی خیانت در مردان را می خوانید.

دلیل شماره 10

عدم رقبت همسر به داشتن روابط جنسی

برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد که ایـن امـر مـمـکن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردد.

دلیل شماره 9

خیانت همسر

برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام کـردن و فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می یابند که عملی غیر منطقی مینماید.

دلیل شماره 8

زیاده خواهی و تنوع طلبی

برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر به این عـمل زشـت تن می دهند. آنها به زن به دیده "غنیمت جنسی" می نگرند و با وجود یک زن در زندگی، تصور می کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.

 

خداوندا بكش من را،كه از اين زندگي سيرم

taresha

 

صفحه بعد

صفحه قبل

 

- لیلا (ادامه)
- زنان كتك خورده (ادامه)
- در نخ نمای خاطره های من (ادامه)
- زن در ادیان بزرگ جهان (ادامه)
- دادِ بيداد (ادامه)
- چالشگري زنان عليه نقش مردان (ادامه)
- اديسه از نگاه زن رنج كشيده (ادامه)
- زن معمار جامعه ي مرد سالار (ادامه)
- آزادي زنان (ادامه)
- ما هم در اين خانه حقي داريم (ادامه)
- آينه اي در برابر زنان شاغل (ادامه)
- تاريخ دو قرن فمينيسم (ادامه)
- در گرگ و میش راه (ادامه)
- جامعه شناسي جنسيت (ادامه)
- راههاي توسعه كارآفريني زنان در ايران (ادامه)
- دوازده روز در كوهساران بختياري (ادامه)
- گل صحرا (ادامه)
- از طرف او (ادامه)اسم‌ من‌ موناست‌ و 19 ساله‌ هستم‌. پدرم‌ بنا بود. از روزي‌ كه‌ به‌ دنيا آمدم‌ صداي‌ دعواهاي‌ پدر و مادرم‌ در گوشم‌ نجوا مي‌كردند. مادرم‌ عاشق‌ پسر ديگري‌ بود اما خانواده‌اش‌ او را به‌ زور به‌ عقد پدرم‌ درآورده‌ بودند. در درياي‌ تلخي‌، كينه‌ و درگيري‌ بزرگ‌ شدم‌ مادرم‌ اصلا اهميتي‌ به‌ من‌ و خواهر كوچكم‌ نمي‌داد. ديگر از اين‌ وضعيت‌ خسته‌ شده‌ بودم‌. حسرت‌ دست‌ محبت‌ مادرم‌ را مي‌كشيدم‌. اما افسوس‌... افسوس‌ كه‌ مادرم‌ تمام‌ فكرش‌ معشوقه‌اش‌ علي‌ بود. زندگي‌ ما بخاطر وجود او سياه‌ شده‌ بود. نمي‌توانستم‌ خيانت‌هاي‌ مادرم‌ به‌ پدرم‌ را تحمل‌ كنم‌. از آخرش‌ مي‌ترسيدم‌ اگر يك‌ روز پدرم‌ مي‌فهميد چه‌ مي‌شد. پدرم‌ بخاطر كارش‌ از صبح‌ تا شب‌ كار مي‌كرد مادرم‌ هم‌ در غياب‌ پدرم‌، علي‌ را به‌ خانه‌ مي‌آورد. گاه‌گاهي‌ هم‌ با او به‌ تفريح‌ و گردش‌ مي‌رفت‌. دلم‌ به‌ حال‌ پدرم‌ مي‌سوخت‌. بخاطر مادرم‌ و بچه‌هايش‌ از صبح‌ تا شب‌ كار مي‌كرد. اما چه‌ بي‌فايده‌، شب‌ها هم‌ با مادرم‌ دعوا مي‌كرد. چون‌ بي‌توجهي‌هايش‌ را نسبت‌ به‌ زندگي‌ و بچه‌هايش‌ مي‌ديد.

بالاخره‌ اتفاقي‌ كه‌ مي‌ترسيدم‌ افتاد. يك‌ روز كه‌ مثل‌ هميشه‌ علي‌ در خانه‌ ما بود پدرم‌ ناگهان‌ سرزده‌ وارد خانه‌ شد. هيچ‌ وقت‌ آن‌ روز را فراموش‌ نمي‌كنم‌. غوغايي‌ به‌ پا شد. علي‌ با پدرم‌ درگير شد او را كتك‌ زد و از خانه‌ فرار كرد. مادرم‌ هم‌ با او رفت‌. پدرم‌ فرداي‌ آن‌ روز تقاضاي‌ طلاق‌ داد. بيچاره‌ حتي‌ شكايتي‌ هم‌ از مادرم‌ نكرد. در همين‌ گيرودار بوديم‌ كه‌ پدرم‌ از غصه‌ دق‌ كرد و مرد. شايد هم‌ فكر آن‌ صحنه‌ كه‌ مرد بيگانه‌يي‌ در خانه‌اش‌ بود، آزارش‌ مي‌داد. بعد از مرگ‌ پدرم‌، من‌ و خواهرم‌ مجبور شديم‌ پيش‌ مادرم‌ برويم‌. مادرم‌ هم‌ نگذاشت‌ چهلم‌ پدرم‌ بگذرد، با علي‌ معشوقه‌اش‌ ازدواج‌ كرد. علي‌ اخلاقش‌ بسيار بد بود. چون‌ مواد مصرف‌ مي‌كرد، مادرم‌ را كتك‌ مي‌زد. من‌ و خواهرم‌ را عذاب‌ مي‌داد. يك‌ بار هم‌ علي‌ مشغول‌ كشيدن‌ ترياك‌ بود كه‌ من‌ با او درگير شدم‌ با سيخ‌ پاهايم‌ را سوزاند. به‌ گريه‌ افتادم‌. مادرم‌ هم‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ براي‌ دخترش‌ دلسوزي‌ كند با صداي‌ بلند از من‌ خواست‌ كه‌ به‌ اتاق‌ ديگري‌ بروم‌ آن‌ شب‌ تا صبح‌ گريه‌ كردم‌ و مي‌گفتم‌ چرا بايد سرنوشت‌ من‌ اين‌ گونه‌ مي‌شد. چرا در اين‌ خانواده‌ متولد شدم‌. چرا پدرم مرد و...

آن‌ شب‌ تمام‌ وسايلم‌ را جمع‌ كردم‌، تصميم‌ گرفتم‌ از خانه‌ فرار كنم‌. صبح‌ زود، وقتي‌ مادرم‌ و علي‌ خواب‌ بودند، از آن‌ خانه‌ بيرون‌ آمدم‌. احساس‌ آرامش‌ مي‌كردم‌ گويا كبوتر قلبم‌ آزاد شده‌ بود و در آسمان‌ پرواز مي‌كرد. نمي‌دانستم‌ كجا بايد بروم‌ ولي‌ خيالم‌ راحت‌ بود كه‌ از آن‌ شكنجه‌گاه‌ خلاص‌ شده‌ام‌.
به‌ خانه‌ عمه‌ام‌ رفتم‌. اما عمه‌ام‌ آنقدر مادرم‌ و علي‌ را نفرين‌ كرد كه‌ از آنجا ماندن‌ هم‌ خسته‌ شدم‌. از آن‌ خانه‌ راحت‌ شده‌ بودم‌، اما عمه‌ام‌ باز حرف‌ آنها را مي‌زد. يك‌ شب‌ بيشتر نتوانستم‌ تحمل‌ كنم‌. فرداي‌ آن‌ روز از خانه‌ عمه‌ام‌ بيرون‌ آمدم‌. نمي‌دانستم‌ كجا بايد بروم‌. نه‌ پولي‌ داشتم‌، نه‌ جايي‌ براي‌ زندگي‌.

لباس‌ پسرانه‌ مي‌پوشيدم‌ و در دستشويي‌ پارك‌ها مي‌خوابيدم‌. يك‌ شب‌ در دستشويي‌ پارك‌ با يك‌ دختر فراري‌ كه‌ سرنوشتش‌ مثل‌ من‌ بود، آشنا شدم‌. او مي‌گفت‌ با پسري‌ دوست‌ شده‌ كه‌ به‌ او قول‌ ازدواج‌ داده‌ است‌. گاه‌گاهي‌ هم‌ به‌ خانه‌اش‌ مي‌رود. از من‌ خواست‌ كه‌ به‌ خانه‌ دوست‌ پسرش‌ بروم‌. فرداي‌ آن‌ روز به‌ آنجا رفتيم‌. خانه‌ بزرگي‌ در مركز شهر بود. در آنجا دختر و پسران‌ زيادي‌ رفت‌ و آمد داشتند. آن‌ وقت‌ فهميدم‌ كه‌ آنجا يك‌ مركز فساد است‌. رييس‌ خانه‌ فساد پيرمرد سرحالي‌ بود كه‌ با نوه‌اش‌ همان‌ پسري‌ كه‌ به‌ دوستم‌ قول‌ ازدواج‌ داده‌ بود آنجا را اداره‌ مي‌كرد. از من‌ خواستند كه‌ خودفروشي‌ كنم‌ و‌ در آنجا بمانم‌. من‌ هم‌ مجبور شدم‌ قبول‌ كنم‌. چون‌ جايي‌ براي‌ ماندن‌ نداشتم‌.

هر شب‌ مرا به‌ مردان‌ سن‌ بالا اجاره‌ مي‌دادند و پولش‌ را پيرمرد (رييس‌ خانه‌ فساد)مي‌گرفت‌. آن‌ دختر هم‌ كه‌ در دستشويي‌ پارك‌ با او آشنا شدم‌ وسيله‌يي‌ بود تا دختران‌ فراري‌ را به‌ دام‌ بيندازد. به‌ هرحال‌ گرفتار آنجا شده‌ بودم‌. از خودم‌ بدم‌ مي‌آمد. از زندگي‌ام‌، آنقدر آلوده‌ بودم‌ كه‌ دلم‌ مي‌خواست‌ بميرم‌. هميشه‌ با خود مي‌گفتم‌ اگر من‌ يك‌ پدر و مادر دلسوزي‌ داشتم‌ در اين‌ زندان‌ سياه‌ نبودم‌. كاش‌ حداقل‌ پدرم‌ زنده‌ مي‌ماند، محبتم‌ مي‌كرد. آه‌ كه‌ چقدر به‌ دستان‌ نوازشگر پدرم‌ نياز داشتم‌. اما نمي‌دانستم‌ چه‌ كار بايد بكنم‌. نه‌ راه‌ پس‌ داشتم‌ نه‌ راه‌ پيش‌.

آنقدر در درياي‌ آلوده‌ غرق‌ شده‌ بودم‌ كه‌ ديگر به‌ هيچ‌ چيز و هيچ‌ كس‌ فكر نمي‌كردم‌، بي‌خيال‌ شده‌ بودم‌. بايد تسليم‌ سرنوشت‌ مي‌شدم‌. چند ماهي‌ گذشت‌ و يك‌ روز ماموران‌ به‌ آن‌ خانه‌ ريختند و مرا هم‌ دستگير كردند. شايد ديگران‌ از اين‌ جمله‌ من‌ خنده‌شان‌ بگيرد، اما دلم‌ براي‌ مادرم‌ هم‌ تنگ‌ شده‌ ، شايد شكنجه‌گاه‌ آن‌ خانه‌ بهتر از آلودگي‌ و گناه‌ بود. اما او چقدر بي‌محبت‌ بود. انگار از محبت‌ مادري‌ بهره‌يي‌ نبرده‌ بود. او حتي‌ بعد از فرار من‌ به‌ پليس‌ هم‌ مراجعه‌ نكرده‌ بود كه‌ از آنها بخواهد بچه‌اش‌ را برايش‌ پيدا كنند. بعضي‌ اوقات‌ به‌ خودم‌ مي‌گويم‌ او مرا فداي‌ معشوقه‌اش‌ علي‌ كرد. دلم‌ براي‌ خواهر كوچكم‌ هم‌ تنگ‌ شده‌، دوست‌ دارم‌ بدانم‌ كه‌ الان‌ چه‌ مي‌كند. آيا علي‌ باز هم‌ او را شكنجه‌ مي‌دهد. ولي‌ دلم‌ مي‌خواهد تحمل‌ كند تا سرنوشتي‌ مثل‌ من‌ نداشته‌ باشد.

دختر جوان‌ به‌ فكر فرو مي‌رود، بعد از چند دقيقه‌ ادامه‌ مي‌دهد: بزرگترين‌ آرزويم‌ خوشبختي‌ خواهرم‌ است‌. دوست‌ دارم‌ زودتر از زندان‌ آزاد شوم‌. پيش‌ خواهرم‌ برگردم‌. هر دو كار كنيم‌ و خرج‌ زندگي‌ تامين‌ شود. چه‌ روياهايي‌ داشتم‌. دوست‌ داشتم‌ درس‌ بخوانم‌، براي‌ خودم‌ كسي‌ بشوم‌. اما نفرين‌ بر اين‌ روزگار كه‌ مرا پشت‌ ميله‌هاي‌ زندان‌ انداخت‌.

اينك سرمستي پروانه اي را احساس ميكنم كه در آغوش آتش شمع ترانه سر ميدهد ،و با هزار عشوه و ناز طالب رقص و پايكوبي با اوست

و شمع كه تا به امروز فقط ذره اي از گرماي وجودش را به او هديه داده بود و او را چنان شيفته ي خويش ، اينك با اندكي بيشتر از عشق ،به پيشوازش ميرود.

پروانه همچنان عاشق است و شيفته...

...و آنگاه كه زبانه هاي آتشين شمع بر قلب مهربان و عاشق پروانه چنگ در مي اندازند و عاشقانه زينتش ميدهند ،پيكر زرين پروانه به سان گوي بلورين آتشين در آغوش شعله هاي سرخ گون آتش ، دوباره متولد ميگردد...

و اما من كه هرازگاهي گرماي فزونتري از عشقت ، كالبد روح و جسمم را ميسوزاند،به آغوش گرم تو پناه مي آورم و بسيار شادمانم و سرمست،كه هنوز تكراري چشمانت نشده ام!

من چه سبزم امروز

و چه اندفراسوي دشتهاي بيكران انديشه ام كه آمدي ،نام عزيزت سرفصلي تازه شد در برگ برگ دفتر زندگيم...

آمدي و من...آمدي و..من...من..در امواج پرخروش چشمان دريايي ات عشق را باور كردم...آن سراپا عشق پاك و خالصت به من

و من نيز آموختم كه عشق بورزم.

كه من نيز عاشقانه به تو خيره شوم ...تا چشمانم با عشق، خو گيرد...

آموختم كه تمام هديه هايي را كه برايم ارمغان آوردي را عاشقانه بنگرم...و در ذره ذره آن عشق را بگنجانم..

آموختم كه تو را فقط براي خود ندانم، گرچه من فقط براي تواَم.

آموختم كه تو را بي هيچ واسطه دوست بدارم و فقط از تو بخواهم...

آموختم كه من ،هيچ نياموخته ام!

ازه تنمشبانه شعري چنين چگونه توان نوشت،

تا هم از قلبم سخن گويد،هم از بازويم.

شبانه ، شعري چنين چگونه توان نوشت؟

من،آن خاكستر سردم كه در من شعله همه عصيانهاست.

من،آن درياي آرامم كه در من فرياد همه توفانهاست.

من،آن سرداب تاريكم كه در من آتش همه ايمانهاست.

«احمد شاملو»

هشيار است!

نكند اندوهي سر رسد از پس كوه


- دختري از ايران (ادامه)
- مردم‌شناسي جنسيت (ادامه)
- زن و قدرت (ادامه)
- زنان ترانه (ادامه)
اسير نيمه جان باالتماس مرگ درگيرم

خداوندا بكش من را،كه از اين زندگي سيرم

به من گفتند امثال تو مغرورند و گردنكش

دروغ است اي خدا،عمريست من تسليم تقديرم!

خداوندا براي من اجل را مرگ باران كن

در اين شبهاي پر خورشيد و نوراني تر از قيرم!

چرا بعد از نويد مرگ و ديدار فنا، از نو

جواني مي تراود از دل ِ آزرده و پيرم!

تو با من قصد بازي داري و من سيرم از بازي

كه از اين زندگي بيزارم و از خويش دلگيرم

خداوندا مگر من آخرين قرباني مرگم

كه در دستان او جان ميكَنم،اما نميميرم!

اگر مرگ از نگاهم شرم دارد يا كه ميترسد

بگو محرم شدي،بشتاب تا در بند و زنجيرم

گلاويزم به راه زندگي با عمر و جسم وجان

بكُش حالا كه ديگر با تمام‌ ِخويش درگيرم

...همان آئينه كه پايان تسليمان تقديرست

شتابان شو بيا بشكن،در آن آئينه تصويرم!

محمود طيِِّب از كتاب و مجموعه شعر" پرانتز باز بنويس عشق"

______________________________________________________________________________

پ.ن:با تشكر از كليه دوستان عزيز،از اين به بعد سعي ميكنم از اشعار و نوشته هاي خودم استفاده نكنم و به خاطر اوقات تلخيهايي كه اخيرا براي بعضي از دوستان ايجاد كردم،سعي ميكنم كمتر مسدع اوقات شريف بشم.اگر حضورم كمرنگ شد معذرت ميخوام.

...و امروز چه روز تلخ و بدي بود....

+ نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه 1385/01/16 و ساعت 13:13 | 14مهربون پرتقالي

چو ايران نباشد تن من مب

 

قوم ايراني اساسا از كجا برخاست؟ چگونه قومي بود؟ چه آداب و عقايد و رسومي داشت؟ در چه شرايطي سرزميني كه بعدها نام ايران به خود گرفت با نام قوم ايراني گره خورد؟ اساطير ايراني در اين باره چه ميگويند؟

 

زرتشت در چه زماني مي‌زيست؟ در كجا مي‌زيست؟ پيام دين نوينش را چگونه تبليغ ميكرد؟ چرا از خوارزم در جنوب درياچه‌ي آرال به بلخ در غرب تاجيكستان كنوني هجرت كرد؟ كتاب ديني زرتشت چه بود و زرتشت درآن چه ميگفت؟

 

كوروش بزرگ چگونه جهان را گشود و بزرگترين شاهنشاهي تاريخ را تشكيل داد؟ گواهي اسناد و مدارك تاريخي بر بزرگي و رادمردي و انساندوسي كوروش بزرگ ـ لوح حقوق بشر كوروش بزرگ، نوشته‌هاي كاهنان بابلي در قرن ششم قبل از مسيح، نوشته‌هاي انبياي اسرائيلي در تورات، نوشته‌هاي فيلسوفان و تاريخ‌نگاران يوناني در قرن پنجم قبل از مسي

 

ماني پيامبر زاهد دنياگريز ـ شرايط پيدايش ماني و دين او، تعاليم و عقايد ماني و تأثير آن در افكار ديني خاورميانه

 

مزدك پيامبر دنياساز و مبلغ شادي ـ شرايط پيدايش مزدك، تعاليم مزدك و ارتباط آن با تعاليم اصلي زرتشت

 

مطالب بالا را از كتاب زير بخوانيد:ـ
تاريخ ايران از دورترين دوران تا سال 628 ميلادي
متن كامل كتاب تاريخ ايران در اين دوران

بهترين فيلتر شكن ها  در دنيا


http://www.proxy-site.info/
http://stealthbrowse.net/
http://www.privacybrowsing.com/
http://www.myproxyserver.info/
http://ftproxy.com/
http://phpproxy.info/
http://proxyrequest.com/
http://outplay.net/
http://proxyhq.com/
http://www.myproxyspace.com/
http: /thriftclick.com/
http://planetdangerous.com/
http://faceless.biz/
http://www.proxy-site.com/
http://officeclerk.net/ https://www.bestproxy.org
https://fsurf.com
https://www.flyproxy.com
https://www.kproxy.com
https://w8.desperate.info

نوشته شده توسط | لینک ثابت |

فیلتر شکن دوشنبه هشتم خرداد 1385 17:36

این هم فیلتر شکن جدید که تازه طراحی شده. تا فیلتر نشده استفاده کنید. ضمنا من از کارایی اون در ایران خبر ندارم. حتما نظرتون رو بگویید تا در صورت فیلتر بودن اون رو عوض کنم

کلیک کنید

............................................................................

این پروکسی هم تازه به دستم رسیده. تا فیلتر نشده استفاده کنید

http://ringproxy.comHYPERLINK "http://my.tushino.com/mx/index.php?url=uggc%2Sjjj.n-cebkl-zngr.pbz%2S"http://www.a-proxy-mate.com/

http://www.javanx.blogsky.com/

http://planetdifficult.com/

http://jamjeahani.blogfa.com/

http://stealthbrowse.net/

http://www.axt.blogfa.com/

http://www.myproxyserver.info/

http://zdjang.blogfa.com/

http://phpproxy.info/ http://outplay.net/

http://f111.blogfa.com/

http://proxyrequest.com/

http://midia.blogfa.com/

http://ftproxy.com/

http://www.proxy-site.info/

http://proxyhq.com/

http://thriftclick.com/

http://www.myproxyspace.com/

http://planetdangerous.com/

http://www.proxy-site.com/

http://officeclerk.net/ http://faceless.biz/

http://www.privacybrowsing.comHYPERLINK "http://my.tushino.com/mx/index.php?url=uggc%2Sjjj.zneqnx.vasb%2S"http://www.mardak.info/

http://www.javanx.blogsky.com/
http://www.iraniproxy.com/

http://midia.blogfa.com/
http://www.proxyir.us/

http://kojj.blogfa.com/
http://www.proxyir.net/

http://midia.blogfa.com/
http://rapidwire.net/

http://www.javanx.blogsky.com/
http://webnav.info/
http://www.easypas.us /

نوشته شده توسط | لینک ثابت |

فیلتر شکن جدید دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 15:18

http://proxylife.com

http://midia.blogfa.com/

http://www.azadtar.com/

http://www.javanx.blogsky.com/
http://www.a-proxy-mate.com
http://proxypedia.com
http://www.sendproxy.com

http://midia.blogfa.com/
http://www.maxproxy.com
http://www.ringproxy.com
http://www.ringproxy.com
http://www.tryproxy.com

http://www.javanx.blogsky.com/
http://www.firewalldown.com
http://www.proxyflux.com

http://midia.blogfa.com/
http://networkproxy.net

http://midia.blogfa.com/
http://www.cloakmyass.com
http://www.johnsoninteractive.com/proxy

http://midia.blogfa.com/
http://flashgames2play.com/SomeStuff/PHProxy4
http://24proxy.com/index.php
http://www.anonproxyservers.com:90/free_web_proxy.php

http://www.javanx.blogsky.com/
http://www.anonproxyservers.net:90/free_web_proxy.php
http://www.anonproxysite.com:90/free_web_proxy.php

http://midia.blogfa.com/
http://www.proxywebpage.net:90/free_web_proxy.php
http://www.officeproxy.net:90/free_web_proxy.php
http://www.proxyurl.net:90/free_web_proxy.php

SSL Protocol:

https://superproxy.com
https://www.flyproxy.com
https://www.kproxy.com
https://w8.clasa.net

http://midia.blogfa.com/
https://w8.freaky-namuh.com
https://w8.desperate.info

http://www.danshjjo.blogfa.com/
https://w8.deletedit.com
https://w8.cocanada.ca
https://w8.darkmind.biz

http://www.danshjjo.blogfa.com/
https://w8.desperate.info

http://midia.blogfa.com/
https://w8.db-systems.nl
https://w8.coteyr.net
https://w8.db-systems.nl
https://w8.clell.com
https://w8.batterygames.org

http://www.danshjjo.blogfa.com/
https://w8.banisterware.com
https://w8.animelink.com
https://w8.ballesty.com
https://w8.bagpuss.nu

http://www.danshjjo.blogfa.com/
https://w8.abbyandscott.com
https://w8.alphachip.com
https://wuxi.onedumb.com

نوشته شده توسط | لینک ثابت |

جستجوی بدون فیلتر در گوگل يکشنبه چهاردهم خرداد 1385 10:36

http://google8.co.sr
http://google9.co.sr
http://google10.co.sr

نوشته شده توسط | لینک ثابت |

 

 

 

قسمت دوم: برداشتن و مرتب کردن ابرو

قسمت اول را مي‌توانيد اينجا بخوانيد


FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT=Image hosting by TinyPic"

مقدمه:
زيبا ساختن ابروان ميتواند تغيير شگفت انگيزي در ظاهر شما ايجاد کند. منظور من فقط تغيير سبک ظاهر نيست، بلکه حالت چهره شماست. ابرواني که شکل زيبايي دارند مانند قابي براي چشمان شما هستند، درست مانند موهاي آرايش کرده که قاب چهره است و قاب عکس که زيباساز يک نقاشي زيبا ميتواند باشد. اقراق نيست اگر بگوييم که شکل ابرو ميتواند به ظاهر شما جلوه دهد و يا جلوه آن را از بين ببرد.

قبل از شروع، نکات زير را بياموزيد:
ابروان شما از کجا بايد آغاز شوند؟
مداد را در کنار بيني به صورت عمودي نگه ميداريم نقطه طلاقي مداد با ابرو، همان محل شروع ابرو شماست.

بلندترين نقطه ابرو بايد کجا باشد؟
مدادي را در کنار بيني به سمت قسمت خارجي عنبيه چشم (قسمت رنگي چشم) نگه داريد . محل طلاقي مداد با ابرو، محل بلندترين نقطه ابروي شما را مشحص ميکند.

نقطه پاياني ابرو کجاست؟
مدادي را طوري نگهداريد که امتداد آن از کنار گوشه خارجي چشمتان بگذرد. محل طلاقي مداد با ابروي شما دقيقا نقطه پاياني ابروي شماست.

شکل درست ابرو را پيدا کنيد؟
وقتي به ابروي خودتان نگاه ميکنيد، بايد دو خط مرئي وحود داشته باشد. يکي از نقطه شروع ابرو تا بلندترين نقطه ابرو و دومي از بلندترين نقطه ابرو تا نقطه انتهاي ابرو. اين خطوط بايد ممتد و بدون قطعي باشند و در انتها نازک شود.

نکته:
اگر تا کنون ابرويتان را برنداشته ايد، بگذاريد اولين بار يک شخص متخصص اين کار را براي شما انجام دهد و ابرويتان را شکل بدهد. و همچنين اين را به ياد داشته باشيد که هميشه در جهت رشد مو ابروانتان را برداريد. اين مسئله درد ناشي از کنده شدن مو را کم ميکند.

چگونه ابروانتان را برداريد؟
ابروانتان را به سمت بالا برس بکشيد و با قيچي ابرو قسمتهاي اضافه آن را قيچي کنيد. سپس، روي شکل و کمان ابرويتان کار کنيد. به ياد داشته باشيد که فاصله بين ابروان شما بايد به اندازه پهناي چشمتان باشد. و بخش داخلي ابرو بايد از بالاي سوراخ بيني آغاز شود. براي اينکه اين نقطه به راحتي مشخص شود، مدادي را در کنار بينيتان به سمت بالا به صورت عمودي نگه داريد تا نقطه ابتداي ابرو مشخص شود. براي اينکه طول ابرويتان مشخص شود، مداد را از کنار ابرو طوري نگهداريد تا امتداد آن از کنار گوشه خارجي چشمتان بگذرد و به ابرويتان برسد. به اين ترتيب نقطه پاياني ابرو مشخص ميشود. سپس، بايد مشخص کنيد که بالاترين نقطه ابرو يا کحاست. براي اين کار مداد را در کنار بيني قرار هيد تا امتداد آن از کنار قسمت خارجي عنبيه چشم بگذرد و به ابرو برسد.

قواعد برداشتن ابرو:
توجه: اين کار را روز قبل از مهماني انجام دهيد چون آثار سرخي آن چندان زيبا نيست.
قاعده اول: ابروانتان را با يک برس کوچک مثل مسواک به حالت طبيعي برس بکشيد.
قاعده دوم: يک پارچه لطيف گرم روي ابروي خود بکشيد تا برداشتن ابرو آسانتر شود.
قاعده سوم: زير ابرو را زياد برنداريد چون ظاهر عجيبي پيدا ميکنيد.
قاعده چهارم: ابروهايتان را بيش از حد برنداريد چون به شما چهره متعجب ميدهد.
قاعده پنحم: از موچين جنس خوب و داراي لبه هاي نازک و کيپ استفاده کنيد تا به هتگام برداشتن ابرو موي ابرو را نشکند. اين کار ممکن است باعث عفونت شود.
قاعده ششم: موها را يک به يک بچينيد. آنها را محکم و در جهت رويش مو بکشيد.
قاعده هفتم: ابتدا از وسط ابرو، بالاي بيني، شروع کنيد تا به درد آن عادت کنيد. چون اين قسمت از پوست نسبت به پوست بالاي چشم حساسيت کمتري دارد.
قاعده هشتم: اگر درد اين کار زياد بود قبل از ادامه مقداري خمير دندان بر روي ابرويتان بماليد و بگذاريد چند دقيقه بماند. اين کار حالت بيحسي به پوست ميدهد.
قاعده نهم: برداشتن ابرو را از داخل ابرو به سمت خارج ابرو انجام دهيد.
قاعده دهم: هماهنگي ابروهايتان را در آينه چک کنيد و در پايان يک پارچه لطيف سرد روي ابروهايتان بگذاريد تا سرخي پوست را کاهش دهد.
نکته: اگر ميخواهيد چهره بازتري داشته باشيد فاصله ابروها را کمي بيشتر کنيد و اگر چشمان کشيده ميخواهيد بگذاريد ابروهايتان به هم نزديکتر باشند.


به ياد داشته باشيد:
طبيعي بودن هميشه بهتر است. هرگز ابروهايتان را بيش از حد برنداريد.
وقتي شکل اوليه را به ابرويتان داديد، نگه داشتن اين شکل آسان است.
ابتداي ابرو بايد با گوشه داخلي چشم هماهنگ باشد.
کمان ابرويتان نيز بايد با خط بالاي چشمتان هماهنگ باشد.

درست کردن ابروي نازک و پراکنده:
قسمت ابتداي ابرو، دقيقا بالاي گوشه داخلي چشم، بايد پر باشد. اگر ابروان شما نازک و يا کم پشت است، آن قسمت را با مداد ابرو با خطوط نازک مومانند پر کنيد.
سپس، با يک برس زبر که در پودر رنگ ابرو فرو کرده ايد کارتان را ادامه دهيد. به اين ترتيب رنگ مداد ابرويتان بيشتر ميشود. هر قدر به کمان ابرويتان نزديکتر ميشويد خطوط را نازکتر کنيد.

چگونه بهترين کمان ابرو را ايجاد کنيم:
ترجيحا، کمان ابرو بايد از ابتداي شروع کره چشم آغاز شود. براي مشخص کردن آن از يک گوش پاک کن استفاده کنيد، آن را در کنار بيني خود قرار دهيد و ير روي پلک بالايي چشم خم کنيد. محل طلاقي گوش پاک کن و ابرو بالاترين نقطه کمان ابرو را مشخص ميکند. اصولا ابرو بايد يک سوم اينچ بعد از گوشه خارجي چشم به صورت کمي سربالا به پايان برسد.

چگونه کمان ابرو بالاتر ببريم؟
براي اين کار بهتر است که زير بالاترين قسمت کمان ابرو را نازکتر کنيد تا کمان ابرو بالاتر برود. به اين ترتيب ظاهر چشمتان نيز بازتر ميشود.

چه موچيني بهتر است؟
براي برداشتن موهاي اضافه از موچينهاي سر کچ استفاده کنيد.
ابروانتان را براي پر نشان دادن به سمت بالا و براي نازک نشان دادن به سمت چپ و راست برس بکشيد. براي اينکه ابرويتان حالتش را حفظ کند از ژل ابرو استفاده کنيد.
بهترين موچينها، موچينهاي نوک کجي هستند که قسمت انتهايي زبري دارند و گرفتن مو با آنها آسانتر است. براي کشيدن مو نبايد زور زد. براي کنترل بهتر اين عمل بعضي از موچينها به حالت قيچي هستند.
هر دو يا سه سال، وقتي نوک موچين شل شد، بايد موچين خود را تعويض کنيد.
هميشه موچين خود را تميز نگهداري. به کمک يک گوش پاک کن آغشته به ماده ضد عفوني يا الکل نوک آن را تميز کنيد. هميشه شب هنگام ابرويتان را برداريد تا قبل از شروع آرايش صبحگاهي آثار سرخي از اطراف ابرو محو شود.

چه رنگ مداد ابرو براي شما مناسب است؟
هميشه رنگ مداد ابرويتان را هماهنگ با رنگ موها و پوستتان انتخاب کنيد. معمولا براي روز رنگ طبيعي و براي عصر از رنگهاي تندتر استفاده کنيد.
اگر رنگ موهايتان را تغيير شديدي بدهيد، متناسب با آن رنگ ابرويتان را کمرنگ يا پررنگ کنيد. تنوع رنگ در رنگ ابروهاي پودري بيشتر از مداد ابروها است.
چند سايه چشم را انتخاب کنيد تا رنگ متناسب را پيدا کنيد.
کساني که ميخواهند آرايششان بينقص باشد، ميتوانند يک يا دو رنگ را با هم استفاده کنند تا آرايش چشمانشان جلوه بخصوصي پيدا کند.
قبل از هر استفاده نوک مداد ابرويتان را تيز کنيد. اگر از رنگ پودري استفاده ميکنيد، هر دو يا سه بار استفاده برس آن را بشوييد و با باد خشک کنيد. اگر پودر زيادي روي برس باشد رنگ را بيش از حد پخش ميکند.

تا بخش بعدي خداحافظ...

که بزرگترین نیکی شما در حق دیگران این نیست که بخشی از ثروت خود را به آنها

چگونه می توان جاذبه پیدا کرد؟بیشتر سعی کنید تا دیگران خودشان را باور کنند تا شما را)

بسیاری از مردم جاذبه را چیز مرموزی میدانند،که تقریبا قابل تعریف نیست و فکر میکنندکه جاذبه(کاریزما)مادرزادی است.اما این پندار خطاست.

جاذبه، به بیانی ساده، توانایی کشیدن مردم به سوی خویش است.جاذبه هم مثل بقیه ویژگیهای

شخصیتی پروردنی است.

برای اینکه مردم به سوی شما جذب شوند باید خود را به صفات زیربیارایید:

عشق به زندگی

مردم از کسی لذت می برند که از زندگی لذت ببرد.فکر کنید که به همنشینی و همراهی با

چه کسانی راغب هستید؟چه تصویری از آنها در ذهن دارید؟بداخلاق؟ترش رو؟افسرده؟

طبیعی است که هیچکدام.

اگر می خواهید مردم را به خود جذب کنید باید مانند کسانی باشید که از حضور آنها لذت

می برید.

بر توانایی ها ونقاط قدرت اشخاص انگشت بگذارید.

مطالعه ای که روی صد میلیونر خودساخته انجام شد فقط یک وجه مشترک رابین آنان نشان

داد.همه این مردان و زنان بسیار موفق فقط خوبی های مردم را می دیدند.

مردم را امیدوار کنید.

اگر دل دیگران را به نور امید روشن کنید، شیفته شما می شوند و مهرتان را در دل خویش

جای می دهند.

خیر برسانید.

دیگران را از خرد و درایت ، منابع وحتی از فرصتهای خاص خود بهرمند سازید. وقتی پای

جاذبه به میان می آید، جان کلام این است که به فکر دیگران باشیم.

باید بدانید که یکی از این عوامل سد راه جاذبه شماست:

غرور

عدم اعتماد به نفس

دمدمی مزاج بودن

وسواس

بدگمانی

راه دستیابی:

برای پرورش نیروی جاذبه خویش این کارها را بکنید:

کانون توجه خود را عوض کنید.

ارتباط خود را با مردم زیر نظر بگیرید. تصمیم بگیرید که از این پس کفه ترازو را به نفع دیگران

سنگین کنید.

در برخورد اول تاثیر خوبی بر طرف بگذارید.

کسی را که برای نخستین بار می بینید،تا می توانید سعی کنید که بر او اثری خوب بگذارید . نام او را

بپرسید.نامش را بپرسید و به خاطر بسپارید. به علایقش علاقه نشان دهید.مثبت باشید و از همه مهمتر

به گونه ای با او رفتار کنید که گوئی آراسته به همه کمالات است.

خیر برسانید.

هدف بلند مدتتان این باشد که منایع خود را با دیگران تقسیم کنید . فکر کنید که امسال چگونه میتوانید

زندگی اطرافیانتان را بهتر کنید.

و بالاخره این که بزرگترین نیکی شما در حق دیگران این نیست که بخشی از ثروت خود را به آنها

ببخشید بلکه این است که ثروتهای خودشان را

وقتی در وب‌گردی‌های شبانه به آدرس وب‌سايتی برمی‌خوری که به دلايلی به هيجانت می‌آورد، فکر خيلی چيزها را نمی‌کنی. فوری در وبلاگت لينک می‌دهی بدون اين‌که با کسی مشورت کنی. اين کار بعضی وقت‌ها عواقب دارد


farstec.com 98
weblog.azemat.com (45
weblog.asgharzadeh.com (33

علمي-آموزشي:
sar.gardoon.net (52
explorer.blogsky.com (37
w3schoolir.com (28

رسانه:
i.hoder.com (78

weblog.ofilm.net (25
ziaiy.persianblog.com (24

ديني:
rooham.persianblog.com (70
saimond.persianblog.com (34
hjrt.persianblog.com (23

ادب و هنر:
parparoonaka.persianblog.com (50
ghazalemoaser.persianblog.com (43
einshinghaf.persianblog.com (42

فرهنگ و انديشه:
khabgard.com (48
abadanblog.persianblog.com (25
shabah.org (18

روزنگاري:
sare2008.persianblog.com (62
zahra-hb.com (59
z8un.com (45

گروهي:
sobhaneh.com (43
abkesh.com (42
siahsepid.com/weblog (40

زنان:
paria.persianblog.com (60
zahra-hb.com (54
nanekalaghe.persianblog.com (34

زيباترين قالب:
einshinghaf.persianblog.com (40
weblog.ofilm.net (39
mehdi110.blogspot.com (36

سرويس دهنده وبلاگ:
persianblog.com (83
blogsky.com (37

وبلاگ فارسي غيرايراني:
golbaba.persianblog.com (12
kelkin57.persianblog.com (11
jawanan.blogsky.com (6

نشريات الکترونيک:
cappuccinomag.com (67
siahsepid.com (42
7sang.com (16

24 دي 82 - بخش خبر آي تي ايران - با پايان يافتن شمارش آ مسابقه انتخاب برترين وبلاگ هاي فارسي سايت
topweblogs اسامي سايت هاي حايز بيشترين آ کاربران اينترنت را اعلام کرد.
در اين بخش، كاربران ابتدا از ميان

ابزارهاي وبلاگ:
persiantools.com (40
meykade.com (26
صفات بایسته یک رهبر ( برکرفه از کتاب صفات بایسته یک رهبر نوشته جان ماکسول)

شخصیت

جاذبه

تعهد

ارتباط

لیاقت

شجاعت

قدرت تشخیص

تمرکز

بزرگواری

ابتکار

گوش دادن

شور شوق

نگرش مثبت

مشکل گشایی

روابط

مسئولیت

امنیت خاطر

تسلط بر نفس

خدمتگزاری

بیاموزید

آینده بینی

weblog.gardoon.com (22

بکوشيم مشعلی در تاريکخانه ذهن خويش روشن سازيم تا اشباح بيماری و شکست و ضعف و ترس را از آن فراری بدهي

احساس ميکنم که قايقم شکسته،فرو نشسته به گل و ديگر چيزی اتفاق نمی افتد. هيچ چيز...سکوت...امواج... چيزی اتفاق نمی افتد؟با اين که همه چيزی اتفاق افتاده است تا بار ديگر کمر راست کنيم در زندگی جديد؟ خوان رامون خيمه نز

فرار نميکنم... فقط فراموش ميکنم... بهترين راه رفتنه...

يه وقتايی...فقط يه وقتايی يه چيزايی بهت فشار مياره که نميدونی چيکارشون کنی... يه وقتايی...فقط يه وقتايی فکر ميکنی که اين هجوم ويران کنندهء تنهايی رو چيکار بايد کرد... يه وقتايی...فقط يه وقتايی فکر ميکنی که چرا همهء کاسه ها سر تو ميشکنه... يه وقتايی...فقط يه وقتايی فکر ميکنی که چرا اون دختری که تو عکسای جديدته انقدر بد اخلاقه و انقدر نگاهش غمگينه... يه وقتايی...فقط يه وقتايی خسته ميشی... خسته...

جوونم براتون بگه، ما ايرانی ها واقعا يکی از پررو ترين و پرتوقع ترين ملتهای دنيا هستيم. اگه احيانا يک ايرانی در هر کجای دنيا ( و نه فقط آلمان! )، يک مشکل اقامتی پيدا کنه، بيا و تماشا کن که چطور در مورد نژادپرستی اون قوم داد سخن ميده و زمين و زمان رو به هم ميدوزه! از اون طرف، تو کشور خودمون، بدترين و پست ترين رفتارهای نژادپرستانه رو با همزبانهای افغان خودمون داريم و انگشت شمارند کسانی که اصلا به اين مسئله فکر کنند يا چيزی در موردش بگن. يادم نميره هيچوقت نانوايی رو که دو صف جدا از مشتريهاش تشکيل ميداد و به ازای هر ۳ ايرانی به يک افغان نون ميداد! آخه پست تر از اين هم ميشه کسی باشه؟ هر جای ديگه دنيا، حتی جاهايی که ايرانيها اونها رو آخر نژادپرست به حساب ميارن، چنين رفتاری حداقل ۱۰ سال زندان برای طرف آب ميخوره.

کافيه يکبار برين توی يک فرودگاه خارج از ايران و صف پرواز ايران اير رو با بقيه مقايسه کنيد. هيچ کس حق تقدم و اينا حاليش نيست و اون خط زردی که کشيدن برای اينکه پشت اون منتظر نوبتت بشی کشک و دوغ محسوب ميشه و حداقل دو نفر بعد از خط ايستادن که نکنه يهو کسی بدون صف بزنه جلوشون و جاشون رو بگيره.

توی فرانسه، کشوری که کاغذ بازيش و سيستم احمقانه اداريش زبان زد تمام کشورهای دنياست، حداقل کارتا حدی حساب و کتاب داره و مجبور نيستی دستمال به دست دنبال فلان کس بيوفتی و خواهش و التماس کنی که آقا دستم به دامنت اين پرونده ما رو نگاه کن و دست آخر هم يارو تهديدت کنه که اگه زياد پررو بازی دربياری پروندت رو پاره ميکنم !!! و آخرش هم کار با يک شيرينی کوچولو حل بشه. اگه با حرف من موافق نيستين نشون ميده که تا به حال هيچ کار اداری خفن تو ايران انجام ندادين و اگه شما هم مثل من ۲ بار اجازه خروج موقت ميگرفتين و وزارت علوم، نظام وظيفه و اداره گذرنامه مثل توپ فوتبال پاستون ميدادن، ايمان مياورديد.

بعضی ملتها مثل چينيها هستند که اگه هزارتا بدی هم دارن، حداقل در خارج از چين هوای هم رو خيلی دارن. اما برعکس ايرانيهای مقيم خارج اگه تو خيابون يا توی يک فروشگاه ببينن که کسی داره فارسی حرف ميزنه، يا راهشون رو کج ميکنن که باهاش شاخ با شاخ نشن، و يا ميزنن کانال ۲ و يک زبون ديگه حرف ميزنن که لو نرن !! از نظر حس همکاری و وقت شناسی هم که ديگه نگو و نپرس. يکبار مثل من ۴۰ نفر ايرانی رو دور هم جمع کنيد برای جشن نوروز تا ببينين چطور ميشه. هيچ کس نمی تونه سر وقت ثبت نام کنه و تا دو روز قبل از مراسم فکر ميکنی که هيچکس نمياد و بهتره کنسل کني. اما از فردای آخرين مهلت تلفنها شروع ميشه .... اگه هم بگی که دير شده و يا ديگه جا نيست، هزار تا صفحه پشت سرت ميذارن که فلانی نمی خواست ما بيايم و غيره و ذالک و ...

ما ايرانيها، که پز و افادمون تمام دنيا رو برداشته، هيچی نيستيم جز يک طبل توخالی. فقط بلديم که افتخار کنيم که ما با عربها فرق داريم و رگ گردنمون بزنه بيرون که ما تو ايران عربی حرف نمی زنيم و فارسی حرف می زنيم و فلان و بهمان و اين دو تا زبان هيچ ربطی به هم نداره و فقط با يک الفبا نوشته ميشن و ۶۰ درصد کلماتشون مشترکه! از طرف ديگه، زل می زنيم تو چشم رفيقمون که اوکراينی و يا لهستانی است و ازش می پرسيم شما تو کشورتون روسی حرف می زنين؟! بعد هم به هم ميگيم، نميدونم چرا فلانی ناراحت شد که من اين حرف رو زدم !!

صبح تا شب کارمون اينه که افتخار کنيم که ۲۵۰۰ سال پيش اجداد و نياکانمون خيلی کارشون درست بوده و فلان بودن و بهمان ميکردن و لعنت کنيم اسکندر رو که تخت جمشيد رو آتش زد و هی آه بکشيم! انگار اگه اسکندر به ايران حمله نکرده بود الان داريوش ۲۵۰ پادشاه ايران بود و ما از نيل تا گنگ رو زير نفوذ داشتيم!! نه جان من، يکمی معقول باشين، اولا که تخت جمشيد به عنوان يک کاخ برای مراسم مذهبی و تازه اونم با سقف چوبی (!)، امکان نداشت که ۲۵۰۰ سال عمر کنه و اتفاقی براش نيفته. ثانيا، حالا اومديم اسکندر سوزوندش، ايرانی ها ۲۵۰۰ سال وقت داشتن که بازسازيش کنن اما چه کار کردن؟ ...... ۲۵ قرنه دارن به اسکندر فحش ميدن و نفرينش می کنن!! دريغ از اينکه يک آجر روی آجر بذارن.

خوب ديگه برای امروز کافيه. فقط يک توضيح کوچک بدم و اون اينه خيلی از دوستان ممکنه به اين سطور به طور ديگری نگاه کنند. مثلا با خودشون فکر کنن که فلانی هم رفته خارج و خودباخته و غربزده شده و .... من به اين دوستان خرده نميگيرم و چه بسا خودم هم سالها پيش چنين نظری داشتم، اما بهشون توصيه ميکنم که اگر براشون مقدوره، اقامتی هر چند کوتاه درهر کجای دنيا داشته باشن تا بتونن دنيا رو از دريچه ديگری نگاه کنن.

واقعيت هميشه اون چيزی نيست که آدم تو ماهواره ميبينه ....

شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.

(سخترین چیزیه که تو دنیا وجود داره خیلی سخته خیلی


v یک سری تصویر بسیار جالب از خطای دید یا همان خطای چشم، قسمت دوم (تعداد 2941 بازديد)
v یک سری تصویر بسیار جالب از خطای دید یا همان خطای چشم، قسمت اول (تعداد 6129 بازديد)
v آیا می‌دانستید که ...!؟ ( قسمت هشتم ) (تعداد 2223 بازديد)
v آیا می‌دانستید که ...!؟ ( قسمت هفتم ) (تعداد 2316 بازديد)
v ماجرای کالای شماره 2020903080 (تعداد 1122 بازديد)
v آیا می‌دانستید که ...!؟ ( قسمت ششم ) (تعداد 2603 بازديد)
v پرسش و پاسخ وبلاگی (قسمت هفتم) (تعداد 1860 بازديد)
v پرسش و پاسخ وبلاگی (قسمت ششم) (تعداد 3058 بازديد)
v فقط تصور کنید؛ هر صد ميليون سال، فقط يك سال! (تعداد 2182 بازديد)
v پرسش و پاسخ وبلاگی (قسمت پنجم) (تعداد 2123 بازديد)
v پرسش و پاسخ وبلاگی (قسمت چهارم) (تعداد 2188 بازديد)
v پرسش و پاسخ وبلاگی (قسمت سوم) (تعداد 2035 بازديد)
v پرسش و پاسخ وبلاگی (قسمت دوم) (تعداد 2182 بازديد)
v پرسش و پاسخ وبلاگی (قسمت اول) (تعداد 2774 بازديد)
v معرفی دو شمارنده برای وبلاگ‌ها و ‌وب‌سایت‌ها (تعداد 2840 بازديد)
v با سیستم مدیریت محتوای Movable Type بیشتر آشنا شویم (قسمت چهارم) (تعداد 2380 بازديد)
v با سیستم مدیریت محتوای Movable Type بیشتر آشنا شویم (قسمت سوم) (تعداد 2278 بازديد)
v با سیستم مدیریت محتوای Movable Type بیشتر آشنا شویم (قسمت دوم) (تعداد 2178 بازديد)
v با سیستم مدیریت محتوای Movable Type بیشتر آشنا شویم (قسمت اول) (تعداد 4011 بازديد)
v نحوه‌ی ایجاد یک سیستم نمایش تصاویر به صورت اتفاقی، توسط PHP (تعداد 2593 بازديد)
v توصیه‌هایی برای داشتن یک وبلاگ خوب و موفق (قسمت چهارم) (تعداد 2902 بازديد)
v توصیه‌هایی برای داشتن یک وبلاگ خوب و موفق (قسمت سوم) (تعداد 2933 بازديد)
v معرفی نرم‌افزارهای رایگان (4) ؛ SimplyCapture v1.1 (تعداد 6385 بازديد)
v دو ترفند ویندوزی؛ انجام يك Boot Defragment و ساخت آيكن‌های بدون نام در Desktop (تعداد 4793 بازديد)
v معرفی نرم‌افزارهای رایگان (3) ؛ FileZilla 2.2.14 (تعداد 4532 بازديد)
v معرفی نرم‌افزارهای رایگان (2) ؛ Spamdel (تعداد 3407 بازديد)
v توصیه‌هایی برای داشتن یک وبلاگ خوب و موفق (قسمت دوم) (تعداد 3030 بازديد)
v آيا می‌دانستید که ... ؟! ( قسمت پنجم ) (تعداد 3227 بازديد)
v توصیه‌هایی برای داشتن یک وبلاگ خوب و موفق (قسمت اول) (تعداد 3532 بازديد)

[عنوان تمام مطالب اين وبلاگ]

« پربیننده ترین مطالب »
v يك سري عكس خيلي جالب ، باحال و بعضا عجيب :-) (تعداد 35988 بازديد)
v همه چيز درباره سرويس ايميل جديد گوگل؛ Gmail (تعداد 9564 بازديد)
v معرفی نرم‌افزارهای رایگان (1) ؛ Free Download Manager v1.7 (تعداد 7471 بازديد)
v چهار ترفند رجیستری مفید و کاربردی! (تعداد 6870 بازديد)
v معرفی نرم‌افزارهای رایگان (4) ؛ SimplyCapture v1.1 (تعداد 6385 بازديد)
v آموزش فتوشاپ؛ ساخت دکمه‌های زیبا برای وب (تعداد 6262 بازديد)
v یک سری تصویر بسیار جالب از خطای دید یا همان خطای چشم، قسمت اول (تعداد 6129 بازديد)
v ده ترفند مفید و جالب برای استفاده‌کنندگان قدیمی و جدید ویندوز! (تعداد 6102 بازديد)
v ترسناک ترین ترن هوایی دنیا. (تعداد 6083 بازديد)
v کمی هم در مورد قالب وبلاگ‌ها (تعداد 5873 بازديد)
v 5 ترفند رجیستری (تعداد 5755 بازديد)
v ویندوز ایکس ‌‌پی ( Windows XP ) بهتری داشته باشیم! قسمت اول (تعداد 5663 بازديد)
v چند ترفند مفید و كاربردی در ویندوز (تعداد 5345 بازديد)
v سه ترفند جالب و به‌درد‌بخور ویندوزی! (تعداد 5209 بازديد)
v ویندوز ایکس ‌‌پی ( Windows XP ) بهتری داشته باشیم! قسمت دوم (تعداد 5192 بازديد)
v ليست كامل مقالات فارسي در مورد سيستم Movable Type (تعداد 5072 بازديد)
v انواع و اقسام ساعت هاي جالب فلش. (تعداد 4995 بازديد)
v سه ترفند ریزه‌ میزه برای داشتن ویندوزی راحت‌تر (تعداد 4961 بازديد)
v دو ترفند ویندوزی؛ انجام يك Boot Defragment و ساخت آيكن‌های بدون نام در Desktop (تعداد 4793 بازديد)
v معرفی نرم‌افزارهای رایگان (3) ؛ FileZilla 2.2.14 (تعداد 4532 بازديد)
v كمي هم ويندوز XP ( سه ترفند جالب ) (تعداد 4373 بازديد)
v با سیستم مدیریت محتوای Movable Type بیشتر آشنا شویم (قسمت اول) (تعداد 4011 بازديد)
v 20 ترفند رجيستري مفيد و پركاربرد (تعداد 3927 بازديد)
v توصیه‌هایی برای داشتن یک وبلاگ خوب و موفق (قسمت اول) (تعداد 3532 بازديد)
v تهیه پشتیبان از اطلاعات رایانه و پاک‌کردن Ram در هنگام Shutdown (تعداد 3450 بازديد)