چه زیباست بودن خویش را نذر دیگری نمودن
یک دوست معمولی هيچگاه نمي تواند گريه تو را ببيند.
يك دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر مي شود.
دوست معمولي اسم كوچك والدين تو را نمي داند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي داشته باشد.
دوست معمولي يك جعبه شكلات براي مهماني تو مي آ ورد.
دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت مي شود
دوست واقعي مي پرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري.
دوست معمولي دوست دارد به مشكلات تو گوش دهد.
دوست واقعي سعي در حل آن دارد.
يك دوست معمولي مثل يك مهمان عمل مي كند و منتظر مي ماند تا از او پذيرايي شود.
يك دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي مي كند.
دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از يك مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي مي داند كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكمتر مي شود.
دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كرده اند با تو ميماند
این نوشته یکی از یادگاری های باارزش یه دوست خوبه که الان شدیدا جاش خالیه...
مهربون کوچولو! زود برگرد که منتظر نوشته های قشنگت هستم.
تابستونم داره کم کم از کوچه پس کوجه های شهر بساطشو جمع می کنه و من از الان غمگین پاییزی ام که هرگز دوسش نداشتم .
تابستون رفت و منو دلتنگ دریا باقی گذاشت،
من هنوز منتظر بهارم...،منتظر هیچکش.